عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
919
زبدة التواريخ ( فارسى )
مردم از طرفين به بنياد اين « [ 1 ] » صلح بغايت شادمان شدند . در اثناى اين حال يورتچيان به عرض رسانيدند كه اين منزل كه يورتگاه چندروزه است از علف خالى شده و در طرف شرقى دمشق آب و علف بسيار است ، اگر « [ 2 ] » در اين چندروز كه ايشان مهلت طلبيدهاند بدان طرف كوچ كرده شود مناسب باشد و چهارپايان بشايد كه آسانيد « [ 3 ] » حكم شد تا بر آن طرف كوچ كنند و چون اين لشكر گران در حركت آمدند و بارى تعالى مىخواست كه حكم قضاى خود بر ايشان براند به تجديد ، دماغهاى ايشان را به دست وسوسههاى « [ 4 ] » شيطانى و فكرهايى « [ 5 ] » كه دليل جهل و نادانى باشد بازگذاشت تا جازم شدند بر آنكه اين لشكر از ايشان ترسيده روىگردان شدند و فكر گريز دارند لشكر شامات « [ 6 ] » بدين تصوّر و غرور فريفته شدند و گفتند اكنون كه ايشان در كوچاند فرصت غنيمت مىبايد دانست كه در چنين حالى از ضبط لشكر و رعايت « [ 7 ] » قلب و جناح و آراستن صفها عاجز خواهند بود اگر اين فرصت از دست ندهيم و با حشرى عظيم به اتّفاق ، پشت ايشان بگيريم هر آينه ظفر ما را باشد و تا روز قيامت اين نام و « [ 8 ] » ناموس ما بماند . تقدير ايزدى بر تدبير ايشان افسوس مىكرد و اجل بر امل ايشان مىخنديد و نمىدانستند كه از پس پردهء غيب صورت نصرت امير صاحبقران روى خواهد نمود و از هلاك لشكر شام صبح دولت او خواهد دميد . شعر « [ 9 ] » به گيتى كه داند بهجز كردگار * كه فردا چه بازى كند روزگار بنابراين فكر فاسد لشكر شام به تمامى سوار شدند و عوامّ دمشق هركه در خود اندك قوّتى مىديد به موافقت ايشان بيرون آمدند . الحقّ مجموع صحارى دمشق از سوار و پياده مالامال شد . سواران « [ 10 ] » مجموع جيباها و سلاحهاى « [ 11 ] » مكمّل پوشيده و عوامّ النّاس دست به قبضهء كمان و خنجر كشيده و بسيارى ايشان به حدّى رسيد كه عاقلان تجربه يافته « [ 12 ] » و مبارزان كارديده در آن متفكّر شدند و نزديك بود كه سررشتهء اختيار مردان دلاور از دست برود تا مردم زير دست چه رسيدى . حضرت صاحب قرانى چون شكستن عهد و عدم وفاى ايشان مشاهده كرد دانست
--> ( [ 1 ] ) - ت : آن . ( [ 2 ] ) - ت : كه اگر . ( [ 3 ] ) - ت : « بشايد كه آسانيد » ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : وسواسهاى . ( [ 5 ] ) - ت : فكرها . ( [ 6 ] ) - ت : شام . ( [ 7 ] ) - ت : ضبط لشكر در غايت . ( [ 8 ] ) - ت : « اين نام و » ندارد . ( [ 9 ] ) - م : ندارد ، ت : بيت . ( [ 10 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 11 ] ) - م : سلاحها . ( [ 12 ] ) - ت : يافتند .