عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
891
زبدة التواريخ ( فارسى )
نيازمندى ظاهر كرده به گناهان خويش معترف شد و التماس نمود كه اگر بندگى حضرت دامن عفو و مرحمت بر گناهان او پوشد و اين نوبت از سر جريمهء او درگذشته بازگردد من بعد سر از جادّهء طاعت و فرمانبردارى نگرداند و مسلمانان را اذيّت نرساند « [ 1 ] » و مال بر خود گرفته به خزانهء عامره رساند . امير صاحبقران عذر او مسموع داشته از گناهان او درگذشت و مراجعت فرموده بهطرف ايوانى توجّه كرد و اطراف و جوانب آن را تاخت كرده « [ 2 ] » عمارات آن را خراب و باير گردانيده « [ 3 ] » و از آنجا دامن كوه گرفته متوجّه ديار قراقلقاتيو « [ 4 ] » شد و اهالى آن همه سپاهيان بودند و آن ولايات « [ 5 ] » را تاخت كرده حصارهاى ايشان را گرفتند و مجموع گرجيان آن طرف را غارت و تاراج كرده سرداران ايشان را عاجز و زبون ساخته « [ 6 ] » و از آنجا در كوكبهء نصر و ظفر مراجعت نموده به منككول رسيدند بر سرير دولت و كامرانى متمكّن شده به عدل و داد و ضبط بلاد و ترفيه حال عباد اشتغال نمود . باز به مسامع شريفه رسانيدند كه جماعتى از گبركان « [ 7 ] » گرج در موضعى نوش كرد « [ 8 ] » نام نشستهاند . امير شيخ نور الدّين بهادر را به ايلغار به طرف ايشان روانه فرمود و چندروز توقّف كرده امير صاحبقران در قفاى ايشان لشكر كشيده متوجّه شد و چند شب در ميان كرده رسيد و در مدّت پنج روز به عنايت حضرت ذو الجلال هفت قلعه از قلاع « [ 9 ] » ايشان مسخّر كرد و از آنجا مظفّر و منصور « [ 10 ] » بازگشته در اونيك به اغرق مبارك رسيدند و آنجا در مقام عيش و كامرانى و سلطنت و جهانبانى توقّف نمودند . ملوك اطراف سر بر آستان متابعت نهاده و دست دولت بر روى اقبال گشاده ابلق توسن ايّام رام و ممالك شرق و غرب تابع احكام . در اين اثنا ايلچيان از طرف فرنگ رسيدند و پسر مراد بيك را گرفته بودند آوردند و به پاىبوس رسيده سخن امراى خويش به عزّ عرض رسانيدند . حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه - ايشان را به اعزاز و نواخت تمام مخصوص گردانيده خلعت پوشانيد و خوش خاطر بهطرف ايشان بازگردانيد .
--> ( [ 1 ] ) - ت : نرنجاند . ( [ 2 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : قراقلقانلق . ( [ 5 ] ) - ت : ولايت . ( [ 6 ] ) - ت : ساختند . ( [ 7 ] ) - ت : گبران . ( [ 8 ] ) - ت : ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : قلعه . ( [ 10 ] ) - ل : فيروز .