عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
886
زبدة التواريخ ( فارسى )
سيّد احمد بن سيّد على شكى را به حضرت آورده گناه او را درخواست و حضرت صاحب قرانى گناه او بخشيده به دولت بساط بوس رسيد و سيورغالات بسيار و عنايات بىشمار يافته در زمرهء ديگر امرا منخرط شد و بار يافت . « [ 1 ] » و السّلم « [ 2 ] » . ذكر ايلغار فرمودن حضرت صاحب قرانى بهجانب گرجستان كرّت اول چون گرجيان « [ 3 ] » چنانچه پيشتر ذكر كرده شد كه به قلعهء النجق آمدند و سلطان طاهر پسر سلطان احمد را از آنجا بيرون بردند و سيّد على شكى بر دست اميرزاده ابا بكر به قتل آمد و گرجيان كوتوال خود در النجق گذاشتند بنابر آن بر ناموس سلطنت و جهانگيرى لازم نمود كه به انتقام آن بىراهى مجموع گرجستان را عاليها سافلها سازد . حكم حضرت صاحب قرانى بر آن جمله به نفاذ پيوست كه از مجموع لشكرها از هر ده نفر سوار و پياده سه نفر بدين ايلغار روانه شوند و ده روزه آذوق بردارند و باقى عساكر هم در يورت قشلاق مقام سازند . حضرت صاحب قرانى از يورت قشلاق توجّه بهجانب خمشا كه يكى از سرداران و بهادران گرجى بود آورده و تا به موضع او رسيدند ده روزه راه جنگل و درختان « [ 4 ] » و راههاى ناهموار بود مجموع آن راهها « [ 5 ] » بر لشكر قسمت فرموده همه را به ارّه و تبر و تيشه قطع كرده راه گشودند تا ميمنه و ميسره و قول لشكر به آسانى گذشتند و به مقام ياغى رسيدند و در آن ايّام مدّت بيست روز متّصل برف مىباريد و از غربال ابر بر كوه و هامون كافور مىبيخت . لشكر اسلام بر آن دم سردان چون آتش تاختن كردند و هركه را از ايشان يافتند به قتل آوردند و در طلب خمشا روانه شده به درّهء اقسو رسيدند . خمشا ترك خان و مان كرده در جنگلها ناپيدا شد و برف راهها بسته گردانيده « [ 6 ] » اسب و استر و چهارپايان لشكريان ضعيف و لاغر شدند ، امّا گوسفند و گاو بسيار غنيمت گرفته خانههاى ايشان را آتش در « [ 7 ] » زده سوختند و خوك « [ 8 ] » بسيار بر تيغ گذرانيدند و چون عيش ايشان بىشراب گوارنده نمىبود و زن و مرد و اطفال « [ 9 ] » ايشان بدان معتاد
--> ( [ 1 ] ) - ت : گردانيد . ( [ 2 ] ) - ت : ندارد . ( [ 3 ] ) - ت : گرجستان . ( [ 4 ] ) - ت : درخشان . ( [ 5 ] ) - ت : ندارد . ( [ 6 ] ) - م و ل : ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد . ( [ 8 ] ) - ت : ندارد . ( [ 9 ] ) - ت : « و اطفال » ندارد .