عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

574

زبدة التواريخ ( فارسى )

ولى دارد و ناگاه به حوالى كلات تاختند و مجموع چهارپاى الوس جاونى قربانى در آن حدود به نزديك كلات برده بودند ، جمله را به غارت بردند و حضرت صاحب قرانى در برابر دروازهء كلات نزول فرمود و لشكر حصار كلات را باوجود وسعت آن چون نوايب روزگار از اطراف فروگرفتند على بيك مضطرّ گشته در مقام عجز و بيچارگى در آمده پيغام داد كه از افعال بد خود شرمسارم و دليرى آنكه على الفور به بساط بوس آيم ندارم . اگر حضرت صاحب قرانى با جماعتى اندك نزديك‌تر تشريف فرمايند « [ 1 ] » به پاىبوس رسيده عذر گناهان گذشته بخواهم . امير صاحب‌قران ملتمس او مبذول داشته روزى تعيين فرمود و بدان وفا نموده با پنج سوار به در حصار رفت و آن راهى باريك بود در درّه‌ئى هولناك و ايشان از خباثت نفس و خيانت طبع انديشهء مكر « [ 2 ] » و غدرى كرده بودند و چند مرد كارى « [ 3 ] » در كمينگاهها بازداشته و ندانسته كه « و من نكث فإنّما ينكث على نفسه » هركه عهد بشكند به حقيقت شكست خود طلبيده باشد ، حضرت عزّت امير صاحب‌قران را در كنف حفظ و حمايت « [ 4 ] » خود رعايت و حراست و عنايت « [ 5 ] » فرموده آرى . « [ 6 ] » شعر « [ 7 ] » هركرا حفظ حقّ حصار « [ 8 ] » بود * عنكبوتيش پرده‌دار بود امير « [ 9 ] » على بيك به قول خود وفا ننمود و بيرون نيامد و دشمنان را فرصتى كه با خود تصوّر كرده بودند دست نداد و حضرت صاحب قرانى به مقام خود « [ 10 ] » در كنف حرز و حفظ الهى مراجعت نمود . بعد از آن حضرت صاحب قرانى « [ 11 ] » در شبى از شبها جماعتى از مردان مرد « [ 12 ] » و مبارزان صف نبرد از شطّار كوهستان و لشكر مكريت و درّه و درواز و فاير نكين و بدخشان و عبد نامير كه مواضع ايشان همه كوههاى سخت است و به راههاى دشوار آسان بروند فرمود تا « [ 13 ] » از اطراف حصار كلات برآيند . برموجب فرمان به جان ايستادگى نمودند و چون دانستند كه ايشان به سر كوه رسيدند از اطراف نقّاره و برغو

--> ( [ 1 ] ) - ت : فرمايد . ( [ 2 ] ) - ت : مكرى . ( [ 3 ] ) - ت : ندارد . ( [ 4 ] ) - ت : « و حمايت » ندارد . ( [ 5 ] ) - ت : « و حراست و عنايت » ندارد . ( [ 6 ] ) - ت : ندارد . ( [ 7 ] ) - م : ندارد ، ت : بيت . ( [ 8 ] ) - ت : حصارى . ( [ 9 ] ) - ت : ندارد . ( [ 10 ] ) - ل : « به مقام خود » ندارد . ( [ 11 ] ) - ت : قرانى فرمود . ( [ 12 ] ) - ت : ندارد . ( [ 13 ] ) - ت : « فرمود تا » ندارد .