عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
مقدمهء مصحح 58
زبدة التواريخ ( فارسى )
4 . حافظ ابرو همان روش درست را در مورد اقتباس از آيات قرآنى و احاديث نبوى و امثله و حكم عربى نيز به كار مىبرد كه اگر از رشته سخن برداشته شود ، از تسلسل و توالى معنى نخواهد كاست . در ادوار گذشته نويسندگان سعى داشتند كه در عبارات خود لغاتى برگرفته از آيات و احاديث و امثله به كار برند تا خوانندهء آگاه بتواند با توجه به آن لغات يا تركيبات دريابد كه نويسنده در انشاى عبارت به آيه يا حديث معينى توجه داشته است . « 1 » 5 . عناوين به كار برده شده براى اشخاص و شهرها در كتاب زبدة التواريخ گرچه فراوان ديده مىشود ، بسيار كمتر از آن ديگران است . « 2 » دنبالهء اسامى اشخاص ، و فقط بعد از شهر هرات ادعيه كوتاه به زبان عربى مىآورد كه معمولا از يك يا دو جمله تجاوز نمىكند ، اما در مورد عرفا و برخى از اشخاص كه مورد توجه او هستند ، مانند بايسنغر ، نعوت بسيار طولانى آورده است . با اين توضيحات اگر استاد بهار نثر اين دوره را نثر ميانى مىداند تعبيرى درست و بجاست ، زيرا نه پختگى و انسجام ، تسلسل ، توالى معنى و سادگى و روانى نثرهاى تاريخى قرن پنجم همچون نثر ابو الفضل بيهقى در تاريخ بيهقى « 3 » را دارد و نه تصنع ، تكلف و هنرنمايى لفظى آثار تاريخى همچون ترجمهء تاريخ يمينى « 4 » اثر ناصح بن ظفر جرفادقانى يا تاريخ وصاف الحضرهء شيرازى را . بههرحال ، حافظ ابرو در تحرير زبدة التواريخ متأثر از كتابهايى است كه پيش از
--> عنوان « درج و تضمين اشعار و امثله » كه در آن فصل از كيفيت ارتباط لفظى شعر با نثر و درجات و اقسام مختلف آن گفتوگو شده است . ( 1 ) . مانند برخى از عبارات خواجه عبد الله انصارى ، نگا . حسين خطيبى ، فن نثر ، ص 199 . ( 2 ) . نمونههاى نعوت و عناوين را مىتوان در كتب عتبة الكتبه ، التوسل الى الترسل مجموعهء منشأت سلاجقه و خوارزمشاهيه و مغول و كتاب دستور الكاتب فى تعيين المراتب اثر ابن هندو شاه نخجوانى ملاحظه كرد ( نگا . حسن خطيبى ، فن نثر ، ص 328 ) . ( 3 ) . ابو الفضل بيهقى ، تاريخ بيهقى ، به تصحيح دكتر غنى و دكتر فياض ، تهران 1324 . ( 4 ) . ناصح بن ظفر جرفادقانى ، ترجمهء تاريخ يمينى ، به تصحيح دكتر جعفر شعار . براى اطلاع از شيوهء نگارش تاريخ يمينى نگا . ذبيح الله صفا ، گنج و گنجينه ، ص 268 .