عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 45

زبدة التواريخ ( فارسى )

كرده و مراجعت كردند ( بخش اوّل ، ص 809 ) . 8 . حمله به روسيه و ولايت چركس و قتل و غارت آن ولايات ( بخش اوّل ، ص 805 ) . 9 . كوچانيدن مردم سيستان به سمرقند ( بخش اوّل ، ص 597 ) . 10 . كشتار مردم سيستان ( بخش اوّل ، ص 596 ) . 11 . خرابى در ولايت هرات : . . . خرابى ولايت به غايتى رسيد كه در ولايت هرات و سبزوار در بازارها يك در در دكان نماند و در زير دكان‌ها و كوچه‌ها مردگان مرده بر زبر يكديگر افتاده و متعفّن گشته ، هيچ كس را مجال تجهيز و تكفين نبود و خلايق اكثر از اوطان جلا گشته و از زن و فرزند جدا افتادند . . . ( بخش 2 ، ص 595 ) . 12 . جنگ لشكر اميرزاده اميرانشاه با اهالى سمنان ( بخش 2 ، ص 64 - 65 ) . 13 . رخصت اميرزاده عمر به غارت تبريز و جمع كردن 200 تومان عراقى در ده روز به زخم شكنجه و چوب ( بخش 2 ، ص 66 ) . 14 . حشم منصور روى به نهب و غارت و تخريب عمارت سجستانيان ( بخش 2 ، ص 271 ) ، تا آنجا كه مىنويسد : « قهر پادشاهانه زبانه زد و آتش غضب خسروانه بالا گرفت سه بند باستانى از عهد رستم را خراب كردند باغ‌ها و درخت‌ها را ببريدند » . 15 . به سبب مرور عساكر قحط و غلايى شده بود در اصفهان ( بخش 2 ، ص 444 ) . 16 . گوش و بينى بريدن در خوارزم ( بخش 2 ، ص 480 ) . 17 . لشكريان امير قرا يوسف خانه‌ها و بازارها را آتش زدند و سوختند و عمارات و باغات مندرس گردانيد ( بخش 2 ، ص 485 ) . 18 . كشتار بزرگ در اصفهان ( جنگ شاهرخ با اميرزاده اسكندر ) در وقايع سال 817 آنجا كه مىنويسد : « از خسته و كشته فضاى هامون حكم كوه و پشته گرفت ، افراط قتل در اصفهان به غايتى رسيد كه آب زنده رود از خون كشتگان با همهء غزارت از حكم طهارت بيرون شد » ( بخش 2 ، ص 545 ) . 19 . غارت عساكر منصوره در اصفهان : « چندان زواهر جواهر و كنوز نقود و ظرايف حلى و لطايف اوانى و ظرايف ظروف و نفايس فروش و نضاير اسلحه و