عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 34

زبدة التواريخ ( فارسى )

كردند ، و بر لشكرهاى جرار صرف نمودند . و به وقت نزعات جان و سكرات روان هيچ‌يك به كار نيامد و بعد از انقضاى عمر فايده نداد . و نام پادشاهان نامدار و خسروان كامكار كه مستوفى دخل و خرج حيات سرجملهء مجموع عمر و بارز بقاى هريك به قلم فناى فتن كشيده ، به واسطهء ثبت تاريخ و تحرير بر روى اوراق روزگار و روزنامهء ليل و نهار باقى ماند . و ذكر آنانى كه در كسب نيكنامى مىكوشيده‌اند بخور مجامر مجالس است و حكايات گروهى كه از اخلاق حميده عاطل بوده‌اند سخره و عبرهء نظار ، تا خردمند هوشيار بدان تأسى كند و نيكبخت دولتيار ازين اجتناب نمايد و به ترصيص قصور محامد و مآثر و تشييد ابنيهء معالى و مكارم كوشد . . . بيت آن خسروان كه نام نكو كسب كرده‌اند * رفتند و يادگار از ايشان جز آن نماند نوشيروان اگرچه فراوانش گنج بود * جز نام نيك از پس نوشيروان نماند ايشان نهان شدند درين تيره ، خاكدان * ليكن شعار كردهء ايشان نهان نماند . . . ثعالبى در كتاب تاريخ عرايس نوشته است كه خلفا و سلاطين و وزراء و ملوك اگر چند رعايت و تربيت مورخان نمايند ، آن رعايت فانى بود و آن خدمت ايشان باقى ، چرا كه مورخ محامد و مناقب سلاطين سلف و وزراء و ملوك خلف بياميزند ، و طريقهء اتصال خلف با سلف محافظت نمايند ، و نسق و تربيت مشهور و اعوام مرعى دارد ، و از مقارنت اعصار كه از لوازم تاريخ است تجاوز جايز ندارد و خدمتى به جاى آرد كه تا قيام قيامت آثار آن خدمت باقى ماند و رغبت مطالعه‌كنندگان صاحب همت از مطالعهء نوشتهء مورخان و استماع اخبار مؤلفان تاريخ كم نشود . قدر و فضل و فضايل ارباب هنر از اينجا مىشود كه پادشاهان خزاين جهان و دفاين عالم را بر اهل شمشير صرف كردند و بزرگان را به بهاى گران در تحت رق و ملك آوردند و ايشان را در ملك جهان مشارك و مساهم خويش گردانيدند و هيچ كس پيش از ايشان بيش از مدت حيات وفا ننمود و بعد از انقضاى ايام عمر به كارى نيامد و دبيرى پنج تا كاغذ قرض نداد كه دو درم سيم سياه ارزد و ذكر ايشان بر صحيفهء صحايف به ذكر ايام و اقوام ايشان آراسته كرد و اين دولت را اندازه كجا بود