عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

مقدمهء مصحح 35

زبدة التواريخ ( فارسى )

كه شخصى از دنيا رفته باشد و حيات و مدت او سپرى گشته و هيچ اثر از ملك و خدم و حشم و اعوان و انصار و خويش و قرابت و زن و فرزند و غلام و كنيزك و خزاين و دفاين در عقب او نمانده و محامد و مآثر او هر روز و هر هفته به سمع سلاطين و ملوك و اكابر همه عهد و عصر برسد و بر زبان بزرگان در عصرى در حالت استماع هر اثرى رحمة الله ، طاب الله ثراه و انار الله برهانه برآيد . يكى گويد صد آفرين برو باد ، ديگرى گويد صد رحمت برين جهاندارى كه او كرده است . ديگر از دانستن احوال انبيا و حوادثى كه بديشان رسيد و تلقى كردن ايشان حوادث و وقايع را به رضا و صبر و نجات يافتن از بلاها وسيلت [ اميدوارى ] عالمان علم تاريخ مىشود و از وقوع بلاهاى متنوع كه بر اولياء و انبياء كه بهترين فرزندان آدم عليه السلامند نازل شده است . دل‌هاى موقنان اسلام از وقوع حوادث و نوائب نمىافتد بلكه قرار دل‌هاى سلاطين و وزراء و ملوك و اكابر در ظهور واقعات جديد و حوادث زمان ، از دانستن تاريخ است كه اگر جهانداران را از حوادث فلكى صعوبتى سخت پيش مىآيد ، اميد گشاد آن منطقع نمىشود و تداوى دفع امراض ملكى از معالجهء دفع مرض‌هايى كه پيشينيان كرده‌اند روشن مىگردد ، و از حوادث ظنى و وقايع وهمى كه در صدد درآمده باشد ، احتراز در دل مىافتد و علامات حوادث پيش از وقوع از دانستن علم تاريخ روشن مىشود . و در ترجمهء سخنان بو ذر جمهر آمده است كه علم تواريخ مؤيد و معين رأى صواب است كه علم به احوال سلف در صحت رأى خلف شاهدى عدل است . ديگر آن‌كه تجديد حالات و تقريب روايات موجب ميلان خاطر است و از مطالعهء تطلع بر [ مقدمات ] امم سالفه و نمونه‌هاى تأثيرات اجرام عالم علوى و آثار حوادث عالم سلفى مرد مهذب عقل و مجرب نفس مىگردد . . . . و شعور درين علم وسيلت رأى راست و تدبير درست است چرا كه از مطالعهء تجارب ديگران ، شخص صاحب تجربه مىگردد و خود حكمت الهى چنان اقتضاء كرده كه بقاى انسان بالشخص محال است . . . . . . فوايد علم تاريخ نامحصور است در تفكر از امور گذشتگان و اعتبار از احوال