محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى
49
رياض الفردوس خانى ( فارسى )
كه بالفعل نيز آبادان است نماز كرد و در حمام غسل كرد و بر مردم ابرقوه دعاى خير فرمود . صاحب عجايب البلدان گويد : در اندرون حصار ابرقوه هرگز باران نبارد و اين معنى به دعاى حضرت خليل الرحمن است ، و يهودى زياده از چهل روز در ابرقوه توقف نتواند كرد و اگر كند البته بميرد . و در نواحى ابرقوه قريهاى است مشهور به مراغه « 1 » و گويند كه سرو كشمر كه زردشت از آتش « 2 » برآورده بود از اين مراغه بوده است نه مراغهء تبريز . ذورق « 3 » نيز از اقليم سيوم است و داخل خوزستان ، و خرماى بدى در آنجا به حاصل مىآيد « 4 » و خربزهء آنجا نيز بد نيست . [ 13 ب ] رودخانهء ارغون كردستان به آنجا رود و چون رودخانه به طريق خندق بر دور قلعه مىگردد و قلعه مانند ذورق بر سر آب مىنمايد « ذورق » گفتهاند . حويزه شهرى بزرگ ، سواد اعظم گرمسيرات است . طولش از جزاير خالدات « مدنه » و عرض از خط استوا « ها » . از جمله ابنيهء شاپور ذوى الاكتاف است . هوايش بهتر از گرمسيرات است . حقوق ديوانيش شصت هزار تومان مىشود . مجلوبات و طرايف روم و هندوستان و ايران بدان آوردند و هر سال نقره و قروش موفور از روم آورده در آنجا مسكوك مىسازند . و نهر طاب و كرخه كه به عذوبت و لطافت مشهور است از آنجا گذشته به شطّ العرب مىروند . و از ميوهها نارنج و ليمو و خرما در آنجا به عمل آيد . و حويزه تصغير حوزه است ، چنانچه حميده تصغير احمد . مرغزارى دارد معروف به دشت غزاله كه از يك طرف به دار السلام بغداد و از طرف ديگر به شطّ العرب متّصل است . و در هر بهار قريب پنجاه هزار خانهء عرب به
--> ( 1 ) . كذا . ولى نام اين آبادى « فراغه » است . ( 2 ) . اصل : اش . ( 3 ) . كذا . امروز آن را دورق مىگويند . ( 4 ) . كذا . ولى « نمىآيد » مناسب است .