محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى
36
رياض الفردوس خانى ( فارسى )
اردشير مىشمارند . بالجمله ارّجان در كنار رود ارغون شهرى عظيم و معمور بوده در عهد ملاحده خراب شده . مردم ارّجان به مرور دهور جمع آمده در موضعى كه اكنون بهبهان است سياه خيمه [ اى ] چند برافراشته ساكن گرديدند و چون به عرف و اصطلاح ساكن آنجا خيمه سياه را « بهان » مىگويند بعد از مدتى خانه [ اى ] چند از خشت و گل ساخته گفتند « به از بهان » است . از اين جهت به بهبهان موسوم گشت و هواى ارّجان بهتر بوده تنباكوى چهابى و آب ليموى بسيار خوب در آنجا به عمل آيد . و در قريهء بكان كه دروازهء شهر ارّجان بوده چاهى بعيد العمق است كه فى المثل اجزاى كوهى را در وى ريزند انباشته نگردد . و در ليالى تابستان به سمت قبلى ارّجان قريب درهء زيركان كه به ريزكان اشتهار دارد آتش مرئى مىگردد كه هر چند برابرش رفتهاند خبرى نشده و مىگويند بروج الصيم است - و العلم عند اللّه العزيز الحكيم - و در فصلين بهار و زمستان اراضى و صحارى آنجا بالتمام به آب باران و رودخانه مزروع مىگردد ، و چمن مينا رنگش از رياض مينو دلگشاتر و فضاى جنت آسايش از صحن خلد برين دلگشاتر . نوعى گل بنفش مشهور به « گاوگوش » در آن صحارى به تربيت باغبان فطرت شكفته مىشود كه هيچ يك از رياحين بوستانى و كوهستانى به آن نشو و نما و آيين نيست . و شب بوى صحرايى نيز در آن دشت مىباشد كه از غروب شمس تا گشودن ياسمين صبح رايحهء آن به ترتيب و ترطيب دماغ بىمنت لخلخه مصندل و مكفر و مطيب و معنبر مشغول است . و قريب يك ماه از شبهاى بهار مغز ارباب هوش را معطر دارد . در يك فرسخى بهبهان مرغزار نرگس است كه به گوشهء چشم رايحهء روح افزا تاراج به نظارهء حيرت انتما مىنمايند . زمينش از كثرت رياحين الوان و فرط سنبل و ضيمران به مانند [ 8 ب ] چمن سبز افلاك است كه به گلهاى كواكب آراسته باشد . و نرگس آن صحرا چهار نوع است : اول نرگس متعارف است ، و نوع ثانى نرگس هفت زرده است ، و نوع ثالث را « مسكينك » گويند [ كه ] عطر آن بيشتر و برگ « 1 »
--> ( 1 ) . اصل : در كتب ( تصحيح قياسى شد ) .