محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى

37

رياض الفردوس خانى ( فارسى )

آن كوچكتر از نرگسهاى ديگر است . نوع رابع را « گاو چشم » گويند . يكى از نفايس غريبه‌اش نوعى موميايى معدنى است كه به حرارت شمس در مشيمهء كان حادث مىگردد ، و آن موضعى مضيق است كه يك نفر آدم برهنه كه لاغر اندام نيز باشد به درون فرستاده هر سال قريب بيست مثقال و سى مثقال بيرون مىآرند و زياده به عهده نمىآيد . و آن موضع مشهور است به ناى ده كه در فراز كوه زراعتى مىكرده‌اند و اكنون زراعت بر طرف شده . همان موضع مومياى را نايى مىگويند و موم‌نايى مومياى شده . و دو رودخانهء عظيم نيز بر شمال و جنوب شهر جريان مىنمايد : يكى رود ارغون كردستان و ديگرى رودخانهء « 1 » شيرين و آصف مرحوم خواجه سلطان محمد بهبهانى به رودخانهء شيرين پلى به يك طاق ساخته است . الحق استاد بنا در اتمام آن طاق كه مانند ابروى مقوّس دلبران به خوبى و يكتايى طاق است كمال تصنّع به كار برده . و در حوالى همين رودخانه نوعى درخت كه گل و شاخ و برگ و چوبش همگى زرد است و مصداق « صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ » مىتواند بود مىباشد كه آن را « زرين درخت » مىگويند ، و از غايت غرابت حسب الفرمان خاقان خلد آشيان صاحبقرانى - انار اللّه برهانه - عالى جاه امير الامرا ، نهالى « 2 » چند از آن درخت به بساتين ارم ترتيب شاهى فرستادند . اگر چه آب رودخانهء بهبهان در كمال عذوبت و لطافت است ليكن دو سه ماه زمستان و بهار مردمان آنجا به آب باران كه در بركه‌ها « 3 » جمع مىشود مدار مىگذرانند . و در هيچ ملكى لبنيات و برهء تازه به وفور بهبهان نمىشود . اما عيب كلى از ممر گرما و وفور عقارب قتاله دارد . قلعهء سه مردى و گل و گلاب سه قلعه است كه معمار قدرت دقيقه [ اى ] از دقايق مناعت و حصانت آنها نامرعى نگذاشته ، گويى آسمان است . [ 9 الف ] كه [ به ] بروج دوازده‌گانه مزيّن گشته .

--> ( 1 ) . اصل : رودخان . ( 2 ) . اصل : الامرايى نهال . ( 3 ) . اصل : كها ، گمان نمىرود مقصود كوهها باشد .