معين الدين محمد زمچى اسفزارى
29
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
نسرين « 1 » بلب زمانه خوردن * وز شاخ بتازيانه خوردن در زلزله سرو راست خانه * چون مردم راست از زمانه و ملك محمد مستعد مقابله و مقاتله گشته در مقام انتقام رايت عناد برافراشت و روزگار محاربه و محاصره بينهما امتداد « 2 » تمام يافت ، و در آن زمستان هوا بغايتى سرد شد ، كه ميگويند « 3 » كه آفتابه از شدة سرما و يخبند شكافته شد ، و خلق بسيار از آن خنگى هلاك گشتند « 4 » . تا بعد از رنج و مشقتهاى « 5 » بىحد جمعى توسط نموده ، بيت « 6 » : كردند به صد حيلهء روبه باهم * گرگ آشتىء « 6 » كه جنگ مىبارد ازو و ملك محمد بيرون آمد و برادر را اسلام كرده بازگشت ، و برادر نيز بهرات مراجعت نمود ، و روزى ميگذرانيد ، تا آنكه خواجه على مؤيد سبزوارى خروج كرده ، بر بعضى ممالك خراسان مستولى گشت ، چنانچه از بسطام تا فرهاد جرد جام در تصرف آورد ، « 7 » [ و اظهار مذهب شيعه كرده ، در آن باب غلوى تمام نمود ، ] و سكه ، و خطبه بنام خود ساخت ، و هرروز اسبى بيرون ميكشيد ، كه ظهور امام محمد مهدى خواهد بود ، و مردم سبزوار شيعهمذهب بودند ، و اهل نشابور سنى ، چون حاكم تقويت مذهب شيعه ميكرد ، سنى مذهبان نيشابور نيز به حكم : الناس على دين ملوكهم ، خود را بر تشيع ميداشتند ،
--> ( 1 ) - كذا ؟ ( 2 ) - مج : امتداد يافت و در آن . مك : امتداد تمام يافت در آن . ( 3 ) - مج : گويند . مك : ميگويند . ( 4 ) - مج : گشتند بعد از . مك : گشتند تا بعد از . ( 5 ) - مج : مشقتهاى . مك : مشقت . ( 6 ) - مج : بيت . مك . پا : اين كلمه را ندارد . ( 7 ) - عبارت : [ و اظهار مذهب شيعه . . . تمام نمود ] از زيادات مج مىباشد .