معين الدين محمد زمچى اسفزارى
21
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
محاربهء ملك معز الدين حسين با امير محمد خواجه و امير ستلمش و كشته شدن مشار اليهما چون ملك معز الدين حسين در مستقر حكومت و ايالت استقرار يافت ، هرچند گاهى لشكرى « 1 » بقوهستان ميكشيد و با ستلمش بيك كه قهستان در تصرف داشت جنگ ميكرد ، و اكثر غلبه ملك را مىبود ، ستلمش بيك از تعرض « 2 » ( ملك ) بامير محمد خواجه « 3 » [ اپردى كه والىاند خود و شبرغان و حدود بلخ تا ساحل آمويه بود ] التجا نمود ، و امير محمد خواجه از ملك ، ع « 4 » : درونى چون صراحى داشت پرخون پس هردو امير باهم دوستان ، و همداستان شدند « 5 » ، و لشكرهاى فراوان ترتيب « 6 » داده « 7 » [ امير محمد خواجه از حدود جيحون ، و امير ستلمش از طرف قهستان روان ] در بادغيس بهم پيوستند ، و از غايت نخوت و غرور در خاطر چنان مقرر ، و در خيال چنان متصور داشتند كه چون چشم ايشان بر ملك افتد حمله برده تا سرش باز نكنند بازنگردند ، و غافل « 8 » از آنك ،
--> ( 1 ) - پا . مج : لشگرى . مك : لشگر . ( 2 ) - مج : تعرض بامير . مك : تعرض ملك بامير . ( 3 ) - مج . پا : [ اپردى كه والىاند خود و شبرغان و حدود بلخ تا ساحل آمويه بود ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 4 ) - مج : ع . مك . پا : ندارد . ( 5 ) - مج . پا : شدند و لشكرهاى . مك : شد لشكرهاى . ( 6 ) - مج . پا : داده . مك : داد . ( 7 ) - عبارت : [ امير محمد خواجه از حدود جيحون . . . و امير ستلمش از طرف قهستان روان ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 8 ) - مج : غافل . مك . پا : و غافل .