معين الدين محمد زمچى اسفزارى

14

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

از شمار آن قاصر آيد « 1 » جمع آمد [ ه و در ظواهر بلخ عرض سپاه و احتياط « 2 » جيباخانه و آلات حرب ترتيب نموده ] متوجه هرات گشت ، ملك معز الدين چون خبر يافت . امير آخور را كه از سپهسالاران درگاه ، و درگاه‌وبيگاه محرم و نيكخواه او بود ، با سيصد سوار بفرستاد ، كه « 3 » [ تا آنجا كه مقدور او باشد رفته از كيفيت احوال بتحقيق ] اخبار معلوم كرده ، اخبار نمايد ، امير آخور تا كنار آب مرغاب رسيده خبر توجه ايشان يقين كرد و باز آمده ملك اسلام را اعلام داد ، و ملك باتفاق اعيان و اصحاب مقرر بر آن نمود كه پشت بر ديوار « 4 » شهر بست كرده روى انتقام بمخالفان آورند ، « 5 » [ و بر طرف شرقى و شمالى هرات از النگ كهدستان تا قريهء « بويمرغ » حايطى كشيدند ، و مداخل و مخارج او را استوار كرده لشكرها با ساز و سلاح نبرد از شهر بيرون آمدند ، ] و از لشكر ملك چهار هزار سوار و ده هزار پياده بعرض آمد ، پس امير غرغن با سى هزار سوار تيغ‌گذار خونخوار از درهء پاشتان درآمده بكهدستان نزول كرد ، و آن روز توقف نموده روز ديگر با شاهزاده « 6 » بيادقلى « 7 » [ و امير ستلمش ، و امير الجايتو سلطان در دامن گازرگاه ] بر فراز پشتهء برآمده احتياط لشكرها نمودند ، امير غرغن گفت اين تاجيك طريق جنگ نميداند زود شكست خواهد يافت از چند جهت اول آنكه ما بر بلنديم و ايشان در نشيب ، ديگر آنكه طلوع آفتاب از جانب ماست ، [ ايشان از جهت شعاع آفتاب ] در وقت

--> ( 1 ) - مج : جمع آمده و در ظواهر بلخ عرض سپاه و احتياط جيباخانه و آلات حرب ترتيب نموده متوجه . پا : جمع آمده و در ظواهر بلخ عرض سپاه و احتياط جبه‌خانه نموده متوجه . مك : جمع متوجه . ( 2 ) - جيباخانه : جيبه بفتح اول زره و جيبه‌خانه : اسلحه‌خانه . ( 3 ) - مج . پا : [ تا آنجا كه مقدور او باشد رفته از كيفيت احوال بتحقيق ] . مك : اين عبارت را فاقد است . ( 4 ) - مج : پشت بر ديوار پشت شهر كرده . مك : پشت بر ديوار شهر كرده . پا : پشت بر ديوار شهر بست كرده . ( 5 ) - عبارت : [ و بر طرف شرقى . . . از شهر بيرون آمدند ] از زيادات مج مىباشد . ( 6 ) - مك . مج : بيادقلى . پا : بيان قلى . ( 7 ) - مج . پا : [ و امير ستلمش و امير اولجاينو سلطان در دامن گازرگاه ] . مك : اين عبارت را ندارد .