معين الدين محمد زمچى اسفزارى
13
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
چمن دوم از روضه هشتم در محاصره امير غرغن هرات را و محاربهء ملك با او چون ملك معز الدين حسين را فتحى چنين دست داد ، و اكثر ولايات قهستان را در تصرف هرات آورده ، حشم بادغيس را منقاد گردانيد ، لشكر به طرف بلخ و شبرغان و اندخود كشيد و آن نواحى را تاخت كرده ، امراى « ارلات » و « اپردى » ببادغيس جمع آمدند ، ملك بر سر ايشان راند ، و برايشان غالب آمده ، و چندان از ايشان بكشت كه از سرهاى ايشان دو منار در دو طرف خيابان هرات قريب بمزار امام فخر الدين رازى [ كه حالا نيز هست ] برآورد ، و چون امير غرغن كه از امراى اروق چنگيزخانى بود ، و ممالك ماوراء النهر در تحت تصرف او « كذا » با شاهزادهء غازان خان در مقام مخالفت بود ، هيچكس پرواى خراسان نداشت ملك معز الدين حسين دعوى استقلال سلطنت كرد و پنج نوبت نواخت ، و اسباب و آئين شاهى و مملكتدارى مرتب ساخت ، مردم خراسان پيش امير غرغن خباثت ملك كردند « 1 » ، بتخصيص مشايخ جام كه نسبت با ملك رابطهء وصلت داشتند و امراى « 2 » ارلات ( واپردى ) [ نيز كه بسيارى از ايشان ملك بقتل آورده بود ] غلوى تمام كردند ، امير غرغن فرمود كه تاجيكى را چه قدرت و ياراى آنكه تمناى سلطنت كند « 3 » [ و از فرمان اورق چنگيز خان سركشد ، ] زود باشد كه بشعلهء شمشير آبدار آتش در خرمن پندار او زده ، خاك وجود او را بباد نيستى بردهم ، و حكم كرد كه از حداند خود تا اقصاى كاشغر لشكرى مسلح و مكمل - كه عقد انامل حساب
--> ( 1 ) - مج : امير غرغن خباثت ملك كردند . مك : امير غرغن خباثت كردند . پا : امير غرغن رفته خباثت كردند . ( 2 ) - مج : ارلات نيز كه بسيارى ازيشان ملك بقتل آورده بود . پا : ارلات واپردى بسيارى ازيشان ملك بقتل آورده بود . مك : ارلات واپردى غلوى تمام . ( 3 ) - مج . پا : و از فرمان اورق چنگيز خان سركشد . مك : اين عبارت را ندارد .