معين الدين محمد زمچى اسفزارى

7

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

« 1 » و چون بعد از وفات سلطان ابو سعيد خان پادشاهى « 2 » مستقل بر تخت سلطنت متمكن نبود ، از هرطرف متغلبى سربرآورد ، و در هرگوشهء مفسدى باد غرور در دماغ انداخت ، و اطراف و اقطار ممالك ايران از شومى تعرض اشرار پريشان و ويران گشت ، و خلايق از مساكن و اوطان خود سرگردان شدند . مقارن اين حال ملك ملك خصال ، « 3 » ( و پادشاه ستوده فعال ملك ) معز الدين حسين ، سلوك طريقهء عدل و احسان كه سبب معمورى بلاد جهان ، و موجب نيكنامى خسروان رفيع مكان است پيش گرفته ، ابواب مرحمت بر عالميان گشاده و دست مزاحمت از آدميان كشيده داشت لاجرم مردم متفرق از اكناف و اطراف روى بهرات آورده در ظل ظليل رأفت و عاطفت او مرفه الحال مىبودند ، و نهال آمال و رياض اقبال همكنان از رشحات سحاب مكرمت ، و قطرات ( سحاب ) « 4 » مرحمت او تازه و سيراب ميگشت ، در رعايت رعيت و تعمير مملكت ، و سد سيل ستم ، و فتح ابواب ( نعم ) « 5 » مساعى مشكور مبذول ميفرمود ، تا لاجرم او را ارتقاء بمعارج سنيه ، و انتما بمراتب عليه بنوعى دست داد كه ، ملوك ممالك ، و ولات ولايات بمراسله و مراودة او مستظهر و مبتهج بودند ، و در گاه‌وبيگاه در سوانح امور و وقايع مقدور التجاء بدرگاه او ميكردند ، و آنچه او را در حيز اقتدار آمد هيچ‌يك را از ملوك كرت ميسر نشده . للشيخ نظامى رح « 6 » : از آن شد خانهء خورشيد معمور * كه تاريكان عالم را دهد نور « 7 » [ سحاب ابر از آن آمد جهانگير كه در طفلى گياهى را دهد شير ]

--> ( 1 ) - مج : چون . مك . پا : و . . . چون . ( 2 ) - مج : پادشاه . مك . پا : پادشاهى . ( 3 ) - عبارت : ( و پادشاه ستوده فعال ملك ) از زيادات نسختان مك و پا مىباشد . ( 4 ) - كلمه : ( سحاب ) از زيادات مك و پا مىباشد . ( 5 ) - كلمه : ( نعم ) از زيادات مك و پا مىباشد . ( 6 ) - مج : للشيخ نظامى رح . مك : نظامى . پا : اين كلمه را ندارد . ( 7 ) - اين بيت از زيادات نسخه مج مىباشد و از نسخه مك و پا محذوف است .