معين الدين محمد زمچى اسفزارى

مقدمه 17

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ورا از حوادث زيان نيست آرى * حوادث فلك را نباشد زيانگر سراپاى او جمله زيب است و زينت * زواياى او جمله زر است و گوهر نهادش چو جان است در جسم اركان * سوادش چو نور است در چشم اختر اما توابع و نواحى هرات بلوكات است و ولايات ، آنچه در جلگاه هراتست و متصل شهر آن را بلوكات خوانند ، ما بين هراترود و فوشنج كه پانزده فرسنگ باشد در طول و پنج فرسخ در عرض تخمينا ، و طول آنجلگاه از مشرق به مغرب است ، و بلوكات هم بر جانب شمال است و هم بر جانب جنوب از رود ، و رود در ميان جلگاه است ، و از دو طرف جويها برداشته‌اند ، و قرى و مزارع بر آن معمور گردانيده ، هر جويبارى را بلوكى خوانند ، و اين رود را خاصيتى است كه چندانكه آب آن را به بندند و آب بجويها روان گردانند اگر چند موضع خشك كنند چون اندك مسافتى قطع كنند باز آب بسيار در رود روان باشد ، ديگر در آنجا سنگ‌ريزه‌هاى منقش بيابند مثل سنگ‌ريزه‌هاى زاينده‌رود اصفهان » . ( جغرافى حافظابرو ورق 165 - 167 نسخه مخطوطه كتابخانه ملى ملك ) و در عهد سلاطين گورگانى بخصوص ميرزا شاهرخ بزرگى و آبادانى شهر هرات چندين برابر ايام سلطنت سلاله كرت گرديده ، و در زمان سلطنت حسين ميرزا بايقرا اين شهر باوج عظمت و جلال خود رسيده بوده است ، چه درين دوران طلائى هرات لقب « دار السلطنه » يافته و پاىتخت شاهنشاهى گورگانيان در ايران بزرگ گرديده ، و ممالك : تركستان ، مغولستان ، هندوستان و عربستان جزء قلمرو آن امپراطورى وسيع بود ، و شهر زيبا و با عظمت هرات مانند آفتاب تابانى در وسط آن امپراطورى عظيم مىدرخشيده است . ابنيهء رفيعه ، قصور عظيمه و باغهاى با نزهت و صفا و كاخهاى باشكوه كه پادشاهان كرت و سلاطين گورگانى درين شهر بنياد كردند ، و دربار خود را در كمال هيمنه و شكوه