معين الدين محمد زمچى اسفزارى

مقدمه 14

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

بيت : ز اولاد تيمور خان صحن گيتى * نخواهد تهى گشت تا روز محشر از آن اصل طاهر چنين فرع زايد * كه آيد ز پشت غضنفر غضنفر بجز در نبينند از موضع در * بجز زر نيابند از معدن زر شهنشاه اسلام شهرخ بهادر * كه از عدل او گشت گيتى منور ز حشمت چو فوج نجومش عساكر * ز رفعت بر اوج سپهرش معسكر جهان قطره و همتش بحر زاخر * فلك ذره و خاطرش شمس انور به اولاد او باد عالم مزين * باحفاد او باد گيتى معطر شهنشاه الغ‌بيك و سلطان براهيم * كه هستند شايستهء تخت و افسر يكى را نشاندست در تخت توران * دگر كرده از بهرش ايران مسخر شده روشن از هردو چشم زمانه * يكى شمس ملك و دگر ماه كشور جهان پادشه بايسنقر كه قدرش * برفعت ز اوج سپهرست برتر