معين الدين محمد زمچى اسفزارى
مقدمه 15
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
بچهر منوچهر و فر فريدون * بتاييد جمشيد و رسم سكندر كمين چاكر بزم او گشت خسرو * كمين خادم خلق او هست عنبر رخ زر ز دستش شود زرد در كان * ز طبعش بجوشد دل بحر در بر ندارد همى ابر با دست او پا * اگر خود كند سر بگردون اخضر دگر سور غتمش خردمند عاقل * كه در جنب او هست عالم محقر دگر شاهزاده چو جوكى محمد * كه شد آيت حق بديشان مشهر همه ملك را مستحقاند و لايق * همه تاج را مستعداند و درخور بدين پنج صفدر كه اندر معالى * چو ايشان نياورد ايام ديگر تفاخر نماينده دين الهى * تظاهر فزاينده شرع پيمبر كسى را كه اولاد ازين گونه باشد * بود ملك در خاندانش مقرر بماناد شه شاهرخ تا قيامت * بر احباب ميمون بر اعدا مظفر بود ملك دنيا بدولت مسلم * شود جاه عقبى بطاعت ميسر