معين الدين محمد زمچى اسفزارى

39

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

سقفش بفراز برده خرگاه * زان سوى فلك بسالها را سيمرغ بدامنش فروديد * سيمرغ دگر چو خود برو ديد قافى به دهان گرفته هريك * صد سال بلند رفته هريك و غرايب و رغايب ديگر ارباع گردون ارتفاع . و اوصاف و اوضاع باقى بقاع نفّاع « 1 » اين بلده مباركه چون در محل خود تفصيل « 2 » ديگر خواهد يافت در اين مقام اطناب كلام را در توقف ميدارد . -

--> ( 1 ) - در مج بعد از كلمهء بقاع . كلمهء بفاع - با باء و فاء يك نقطه نوشته شده و مك و س اين كلمه را ندارد ظاهرا اين كلمه را براى زينت كلام با كلمه - بقاع - تجنيس آورده و نساخ آن را حذف يا تحريف كرده‌اند ، اما اصل آن : احتمال ميرود : ( بقاع ) بكسر باء خافض يعنى در قاع ( در ساحت ) بوده است چه ( القاع : الساحه ) و شايد ( نفّاع ) بتشديد و نون و فاء باشد يعنى بقّاع كثير النفع اين بلده ، در دستور الوزراء خواندمير و آثار حافظابرو عبارت « بقاع نفّاع » بسيار آمده است . ( 2 ) - س : در محل خود تفصيل خواهد يافت .