معين الدين محمد زمچى اسفزارى

470

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

آمدن او بطوى ما بىمكرى نيست ، بكتوت را گفت پيش از آنكه « 1 » او فتنه انگيزد او را بگيرد ، چون امير يساول « 2 » برسيد ، بكتوت طوغان بن دانشمند بهادر را كه همراه او بود با اتباع او بگرفت ، امير يساول را كسى گفت كه تو را ميگيرند بگريخت ، شاهزاده يسور خيلخانه وارد و وجهات و خزانهء او غارت كرد ، و مباركشاه بن بوجاى « 3 » را با پنجاه سوار از عقب امير يساول فرستاد ، بعد از دو سه روز « 4 » به دو رسيد و با او سى سوار بود « 5 » ، با او جنگهاى سخت « 6 » رفت ، از قضا تيرى بر امير يساول رسيد چنان كه از مركب درافتاد ، و راحلهء زندگانى « 7 » بكاروانسراى عالم آخرت فرستاد ، چون او ] « 8 » كشته شد ، امراى خراسان طوعا او كرها مطيع و فرمانبردار شاهزاده يسور گشتند . « 9 » [ پس چون وقت « 10 » محصول رسيد شاهزاده يسور با تمام سپاه برودخانهء هرات درآمد ، و خود به زيارت قدسىپناه گازرگاه رفت ، « 11 » بعضى شاهزادگان او را گفتند « 12 » اگر پادشاه چند روز درين ديار توقف نمايد كه اين شهر را به‌بينيم كه سالهاست تا آوازه وصيت اين شهر مىشنويم دور نباشد ، شاهزاده يسور گفت : درين شهر درآمدن از صلاح دورست ، چه از آن‌روز باز كه بناى اين بلده شده تا امروز چندين هزار « 13 » پادشاه كامكار ، و ملوك نامدار ، و امراى عظيم القدر درين شهر بقتل رسيده‌اند .

--> ( 1 ) - مج : از آنكه او فتنه . پا : از آنكه فتنه . ( 2 ) - مج : امير يساول برسيد بكتوت طوغان . پا : امير يساول طوغان . ( 3 ) - مج : مباركشاه بن جاى را . پا : مباركشاه ابن بوجاى را . ( 4 ) - مج : روز به دو رسيد . پا : روز باردوى او رسيد . ( 5 ) - مج : سى سوار بود . پا : سى سوار مانده بود . ( 6 ) - مج : رفت . پا : نمود . ( 7 ) - مج : بكاروانسراى عالم . پا : بكاروان عالم . ( 8 ) - تا اينجا از زيادات نسختان پا و مج مىباشد . ( 9 ) - عبارت : [ پس چون وقت محصول رسيد شاهزاده يسور با تمام سپاه . . . شاهزاده ببادغيس رفت و اهل هرات از آفات لشگر او نجات يافتند ] . از زيادات مج و پا مىباشد . ( 10 ) - پا : وقت رفع محصول . ( 11 ) - پا : و بعضى . ( 12 ) - پا : گفتند كه اگر . ( 13 ) - پا : شاه .