معين الدين محمد زمچى اسفزارى

471

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

پس روز ديگر ملك غياث الدين ولد خود ملك حافظ ، و شيخ الاسلام خواجه اسمعيل انصارى ، و مولانا عفيف الدين مفتى ، و مولانا نظام الدين نسفى را با جمعى پيش شاهزاده يسور فرستاد ، شاهزاده ملك حافظ را بنواخت و گفت ما ميهمان ملك اسلاميم ، هرچند او جمال نمينمايد « 1 » نعم او بر ميهمانان متعاقب است ، ديگر روز ملك حافظ رخصت يافته معاودة نموده ، سپاه شاهزاده چون گرسنه بودند خرمنها غارت ميكردند ، و مردم را برهنه ميساختند ، ملك جمعى را « 2 » پيش شاهزاده يسور فرستاد كه هفت سالست كه درين ديار ملخ مىآمده و غلها را به تمام خورده ، امسال جزوى زراعت شده « 3 » كه تخمى حاصل آيد ، سپاه پادشاه او را در معرض تلف دارند ، « 4 » و من نميگذارم كه مردم جهت محقر غله در روى لشكر پادشاه تيغ و تير كشند ، اگر برسم شحنگى « 5 » در هرمزرعه و مواضع سوارى چند تعيين رود « 6 » كه منع لشكريان نمايند حاكم است ، چون بعرض شاهزاده رسيد ، مقربان درگاه را فرمود كه بمواضع و مزارع رسيده لشكريان را منع كنند ، با وجود آنكه چندكس را از معتبران بقتل آوردند به حكم كريمهء : إِنَّ الْمُلُوكَ إِذا دَخَلُوا قَرْيَةً أَفْسَدُوها « 7 » وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً ، همچنان افراد سپاه خرابى ميكردند ، تا بعد از هفتهء شاهزاده ببادغيس رفت و اهل هرات از آفات لشكر او نجات يافتند ] . پس هم درين « 8 » سال اولجايتو سلطان رخت اقامت بعالم آخرت فرستاد ، و سرير خانيت « 9 » بولد ارشد خود سلطان ابو سعيدخان ارزانى داشت ، « 10 » و چون خبر « 11 » وفات « 12 » اولجايتو سلطان ، و جلوس سلطان ابو سعيد بر مسند پدر بشاهزاده يسور رسيد

--> ( 1 ) - پا : هرچند او اهمال مينمايد نعم او . ( 2 ) - پا : جمعى را نزد شاهزاده . ( 3 ) - پا : زراعت شده كه شايد تخمى بدست حاصل شود . ( 4 ) - پا : تلف مىآورند . ( 5 ) - پا : در هرمزرعه سوارى چند . ( 6 ) - پا : كه منع مردم لشكريان نمايند حاكمند . ( 7 ) - پا : قرية افسدوها ، همچنان افراد . ( 8 ) - مك . مج : درين سال . پا : درين فرصت . ( 9 ) - پا : فرستاد سرير خانى را بولد . مك . مج : فرستاد و سرير خانيت بولد . ( 10 ) - مك : و چون خبر . مج . پا : چون خبر . ( 11 ) - مج . پا : [ وفات اولجايتو سلطان و جلوس سلطان ابو سعيد بر مسند پدر ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 12 ) - مج : خبر وفات اولجايتو سلطان . پا : خبر اولجايتو سلطان .