معين الدين محمد زمچى اسفزارى

466

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ايلغار بفرستادند ، كه بروند تا آنجا كه سپاه خصم است و زبان‌گيرى بدست آورند ، چون چند فرسنگ برفتند بوجاى با سيصد مرد پيشتر راند از قضا در ميان شب با قراول شاهزادها بازخورد و به حكم : الليل داج و الكباش تنطح 8 حربهاى عظيم كردند ، و ايشان پانصد سوار بودند ، و بوجاى و جماعت او كوششهاى مردانه كردند ، و قرب صد كس را از مردم قراول بقتل آوردند ، و امير بنكبى نام از خويشان امير نوروز بگرفتند ، بوجاى چون دانست كه شاهزادگان بمرغاب رسيدند و سپاه بيحد دارند مراجعت نموده ، صورت حال بامير يساول باز نمود ، امير يساول كار جنگ بساخت ] ، « 1 » چون شاهزادگان بمرغاب رسيدند « 2 » از طرفين « 3 » صفها و تيغها بركشيدند و درهم افتاده در يك لحظه از هردو سپاه چندان كشته شدند كه آب مرغاب از سيل خون [ چون ] سرخاب گشت ، « 4 » [ و امير يساول دادمردى و دلاورى « 5 » ميداد ، و چون شير شرزه بر قلب و جناح و ميمنه و ميسرهء ايشان ميزد ] ، آخر الامر چون سپاه شاهزادگان غلبه كردند غالب شدند ، و امير يساول « 6 » بعد از حربهاى رستمانه با هفت سوار بيرون رفت ، و بوجاى با چهل تن در ميان « 7 » معركه بماند ، « 8 » [ مصراع : نى راى سفر كردن و نى روى اقامت به حكم آنكه .

--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج و پا مىباشد . ( 2 ) - مج : رسيد . پا . مك : رسيدند . ( 3 ) - مج . پا : از طرفين صفها و تيغها بركشيدند و درهم . مك : از طرفين تيغها كشيده درهم . ( 4 ) - مج . پا : [ و امير يساول دادمردى و دلاورى ميداد . . . و ميسرهء ايشان ميزد ] . مك : اين عبارت را ندارد . ( 5 ) - مج : و دلاورى . پا : اين كلمه را ندارد . ( 6 ) - مج . پا : بعد از حربهاى رستمانه . مك : ندارد . ( 7 ) - مج . پا : در ميان معركه . مك : در معركه ( 8 ) - عبارت : [ مصراع : نى راى سفر كردن . . . از سپاه اعدا بقتل رسانيد ] . از زيادات مج و پا مىباشد .