معين الدين محمد زمچى اسفزارى

26

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

نماند بر صفحات قضاش مشكل هيچ * از آن علوم كه علّامة ساختش علّام ز عشق عهد وى ايام رفته پس ماند « 1 » * كه بازگردد و داخل شود در اين ايام نسايم نفحات انس از بهارستان كمالاتش در وزيدن ، و لوامع انوار خورشيد هدايت از لوايح مقاماتش در درخشيدن ، سبحة الابرار « 2 » معارفش تحفهء احرار روزگار شده ، و سلسلة الذهب حقايقش كه بشواهد نبوّت ترتيب « 3 » يافته و شاح گردن ابرار ادوار آمده « 4 » . از كمال كلام حكمت انجامش خردنامه اسكندرى كنايتى ، و از جمال عرايس ابكار معانى الفاظ معجز نظامش قصه يوسف و زليخا حكايتى . لمؤلفه « 5 » : عروسان معانى چون زليخا عاشق رويش * جوانان امل يوسف صفت محبوس زندانش يد اللّه تا كند نقل كلام وحى آثارش * فلك چون صفحهء كاغذ شد و انجم زرافشانش قضا بر آتش خورشيد سوزد بهر چشم بد * ز انجم هرسحر در مجمر گردون سپندانش صاحب‌ولايتى كه گردنكشان اقاليم علم و عرفان از اقصى بلاد هند تا انتهاء ممالك روم و فلسطين و از سرحد خطاى « 6 » و چين و ماچين تا نواحى بلغار و سقسين « 7 »

--> ( 1 ) - مك : ز عشق عهد وى ايام رفته سر پس ماند . ( 2 ) - مك : سبحة الابرار . مج سبحة الاوراد . ( 3 ) - مك : بشواهد نبوت تربيت يافته . ( 4 ) - س : گردن ابرار آمده . ( 5 ) - مك . س كلمه : ( لمولفه ) ندارد . ( 6 ) - خطاى : شهر و ناحيهء از تركستان و ختانيز گفته مىشود - فرهنگ آنندراج . ( 7 ) - سقسين بر وزن قزوين ولايتى است در تركستان . نظامى گويد : طرفداران ز سقسبين تا سمرقند * بنوبت گاه درگاهش كمربند فرهنگ آنندراج