معين الدين محمد زمچى اسفزارى

457

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

« 1 » ع : هندو كجا دارد وفا اى روى هندستان سيه ، « 2 » لواحد من الشعراء : اين نه خراشى است كه از زخم تيغ * خواجه خورد نعمت و حاسد دريغ تو نهيش باده به كف خوشگوار * او ز مى « 3 » و مجلس تو در خمار « 4 » پس چون امراى مذكور از خراسان برفتند ، محمد ولداى و بوجاى پسر دانشمند بهادر ، و علاء الدين هندو « 5 » باتفاق به حضرت پادشاه اولجايتو « 6 » سلطان عرضه داشت نوشتند كه : ملك غياث الدين انديشهء مخالفت دارد ، و ميخواهد كه چون برادر خود ، « 7 » ملك فخر الدين فتنه انگيزد ، و تا از درگاه پادشاه بهرات آمده همه روز بعمارت قلاع و ترتيب سلاح و اجتماع مردان دلاور و تهيهء اسباب « 8 » سفر لشكر اشتغال دارد ، « 9 » و [ علاء الدين هندو بمبالغهء تمام علىحده بر سبيل تذكره كتابتى نوشت ، و سوگند ياد كرد كه بر من ظاهر و پيداست كه ملك غياث الدين ] پناه بحصار خيسار خواهد برد « 10 » ، [ و طريق ايلى و يكدلى را مسدود ساخت ، و اين كتابتها بجمع امراء كه بر درگاه پادشاه رازدار و مددگار ايشان بودند مرسل داشتند ، و آنها فرصت

--> ( 1 ) - مج : ع . پا . مك : ندارد . ( 2 ) - مج : لواحد من الشعراء . پا . مك : ندارد . ( 3 ) - مك . پا : زمى مجلس . مج : زمى و مجلس . ( 4 ) - مج . پا : پس چون امراى مذكور از خراسان . مك : چون امرا از خراسان . ( 5 ) - مج . پا : باتفاق . مك : ندارد . ( 6 ) - مج . پا : اولجايتو سلطان عرضه داشت نوشتند . مك : اولجايتو عرضه نوشتند . ( 7 ) - مج . پا : خود ملك فخر الدين . مك : خود فخر الدين . ( 8 ) - مج : سفر . پا . مك : ندارد . ( 9 ) - مج . پا : علاء الدين هندو بمبالغهء . . كه ملك غياث الدين . مك : اين عبارت را ندارد . ( 10 ) - عبارت : [ و طريق ايلى و يكدلى را مسدود ساخت . . . و تزيين مجلس عشرت رغبت نمود ] . از زيادات مج مىباشد . و تمام اين عبارت با اندكى اختلاف و بحذف بعضى كلمات در پا موجود است .