معين الدين محمد زمچى اسفزارى
427
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و در سنهء اثنا و ثمانين و ستمايه پسر خود ملك علاء الدين را در هرات از قبل خود نيابت داد ، و وصيتها فرمود و خود « 1 » بقلعهء خيسار رفت . « 2 » [ و در سنهء ثلث و ثمانين و ستمايه پادشاهزاده ارغون خان بهرات آمد ، و ملك علاء الدين را نوازش فرموده ، جهت پدر او خلعت فرستاد ، مقارن اين حال امير هند و نوئين از امراى ارغون خان مخالفت كرده بگريخت و پناه بقلعهء خيسار برد ملك شمس الدين او را گرفته پيش ارغون خان فرستاد : ارغونخان از آن حال مبتهج و منبسط گشته جهت ملك شمس الدين خلعت « 3 » معلم و يرليغ و طبل و علم روانه گردانيد ، پس اقرباى و احباى هند و نوئين از ملك برنجيدند ، و روزبروز بانواع وسايط و وسايل سخنان پراكنده ، و جرايم ناملايم از ملك شمس الدين بعرض شاهزاده ارغون ميرسانيدند ، و نسبت به دو غايت سعايت بظهور مىآورد ، چون ملك ازين صورت صورت وقوف يافت به حكم : عليكم بقلال الجبال تسكين ورزيدن « 4 » بقلعهء خيسار لازم وقت دانست ، و ملك علاء الدين نيز از هرات بدآنجا رفت ] « 5 » . پس تفرقه و پريشانى و تردد خاطر و نگرانى هرچه تمامتر بخلايق هرات راه يافت ، « 6 » [ و به جهت دغدغه و اخبار اراجيف و اكاذيب عوام الناس اكثر ] مردم « 7 » هرات جلا و متفرق گشتند . « 8 » [ و يكى از مغولان اياجى نكودرى - نام ، درين فرصت با ده هزار مرد بهرات آمد و غارت كرد ، و مردم را اسير گرفت و اولاد از امهات جدا كرد ، و از بىباكى ،
--> ( 1 ) - مج : داد و وصيتها فرمود و خود . مك : داد و خود . پا : و در سنه اثنى و ثمانين و ستمايه پادشاهزاده ارغون ملك علاء الدين را نوازش ( 2 ) - عبارت : [ و در سه ثلث و ثمانين و ستمايه پادشاهزاده ارغون خان . . . نيز از هرات بدآنجا رفت ] از زيادات مج مىباشد . ( 3 ) - معلم : مزين و مطرز . ( 4 ) - در اصل مج و پا : « ورزيدند » . ( 5 ) - تا اينجا از زيادات مج است . و در پا با اختلافات زيادى موجود است . ( 6 ) - عبارت : [ و به جهت دغدغه و اخبار اراجيف و اكاذيب عوام الناس اكثر ] از زيادات مج مىباشد . ( 7 ) - مج : مردم هرات جلا . مك : مردم جلا . ( 8 ) - عبارت : [ و يكى از مغولان اياجى نكودرى نام . . . دو كس مانده بود يا نه ] از زيادات مج مىباشد .