معين الدين محمد زمچى اسفزارى

426

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

و طبل و علم « 1 » از اردوى پادشاه بهرات آمده « 2 » طريق عدالت و دين‌پرورى ، و شيوهء رعيت‌نوازى و عاطفت‌گسترى « 3 » پيش گرفت ، و ملوك و اكابر ولايات خراسان « 4 » همه به خدمت و تهنيت او آمدند ، الا حاكم قندهار ، بدين‌سبب در سنهء : ثمانين و ستمايه ، ملك « 5 » شمس الدين لشكر بجانب قندهار كشيده ، « 6 » و با سپاه موفور ، و ساز و سلاح نامحصور رايات اقبال آيات بقلعهء قندهار « 7 » [ كه شمهء از ذكر آن پيشتر گذشت ] برافراخت ، « 8 » و سيزده روز متوالى از جانبين جنگ شمشير و تير و غلغلهء خروش و جوش و نفير بود ، روز ديگر ملك شمس الدين « 9 » بنفس خود با تمامى سپاه پياده « 10 » حمله آوردند و [ خود را بنزديك قلعه رسانيده ] « 11 » خواستند كه گرما گرم آتش بر در حصار زنند كه « 12 » از بالاى قلعه « 13 » فرياد برآوردند و امان خواستند ، و مال بيرون فرستادند ، « 14 » و ملك شمس الدين از آنجا مراجعت نمود .

--> ( 1 ) - مج : از اردوى پادشاه . مك : اين عبارت را ندارد . ( 2 ) - مج : آمد . مك : آمده . ( 3 ) - مج : گسترى پيش گرفت . مك : گسترى گرفت . ( 4 ) - مج : خراسان همه به خدمت . مك : خراسان به خدمت . ( 5 ) - مج : ملك شمس الدين لشكر . مك : ملك لشكر . ( 6 ) - مك : با سپاه . مج : و با سپاه . ( 7 ) - پا . مج : كه شمهء از ذكر آن پيشتر گذشت . مك : اين عبارت را ندارد . ( 8 ) - مج : و سيزده روز متوالى از جانبين جنگ شمشير و تير و غلغله خروش و جوش و نفير بود . مك : و بعد از سيزده روز كه از جانبين جنگ بود . ( 9 ) - مج : ملك شمس الدين بنفس . مك : ملك بنفس . ( 10 ) - مج : سپاه پياده حمله . مك : سپاه حمله . ( 11 ) - پا . مج : خود را بنزديك قلعه رسانيده . مك : اين عبارت را ندارد . ( 12 ) - پا . مج : زنند كه از بالاى . مك : زنند از بالاى . ( 13 ) - مج : قلعه فرياد برآوردند و امان . مك : قلعه امان . ( 14 ) - مج : فرستادند و ملك شمس الدين از آنجا . مك : فرستاد ملك از آنجا .