معين الدين محمد زمچى اسفزارى

416

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

گردانيده بايرليغ و نيزه بهرات بازگردانيد ] . « 1 » و در سنهء سبع و خمسين و ستمايه محاصرهء قلعهء « بكر » نمود « 2 » [ از ديار افغانستان ] و آن حصاريست بر سر صخرهء در ميان دريا بغايت محكم ، و همانا بكر جهت آن ميگفتند كه هيچ شاه به روى دست نيافته و آن را نگشاده : نشيبش بماهى فرازش به ماه * برو دست نايافته هيچ شاه نه انديشه در وى نموده گذر * نه خورشيد بالاى او برده راه و در مدت هژده روز سى كشتى بزرگ و صد زورق ترتيب كرده بجنگ اقدام نموده « 3 » [ و دوازده روز متعاقب از هردو جانب ، ع : درياى مصاف بود جوشان ] و از هرطرف مردم بسيار ضايع شدند ، « 4 » [ و چند كس از ملوك كه در لشكر ملك شمس الدين بودند كشته گشتند ] ، روز سيزدهم جمعى از اكابر و اشراف از قلعه بيرون آمده گفتند باج و خراج قبول ميكنيم ، و دست از جنگ بازداشتند ، پس والى قلعه ده هزار دينار ، « 5 » [ و ده خروار نرمينه ، و پنج سر اسب تازى ، و پنجاه نفر برده ، ] با تحف و هداياى « 6 » ديگر پيش ملك فرستاد . ملك از آنجا بجانب زمين داور رفته ميرانشاه را كه از قلعهء خاسك گريخته بود بدست آورد و بكشت . « 7 » [ و در سنهء اثنى و ستين و ستمايه ملك تاج الدين « 8 » حار را كه قرابت ملك

--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج و پا مىباشد . ( 2 ) - مج : از ديار افغانستان . مك : اين جمله را ندارد . ( 3 ) - عبارت : [ و دوازده روز متعاقب از هردو جانب ع : درياى مصاف بود جوشان ] از زيادات مج است . ( 4 ) - مج . پا : و چند كس از ملوك . . . كشته گشتند . مك : اين عبارت را ندارد ( 5 ) - مج . پا : و ده خروار نرمينه و پنج سر اسب تازى و پنجاه نفر برده . مك : اين عبارت را ندارد . ( 6 ) - مج . پا : و هداياى ديگر پيش . مك : و هدايا پيش . ( 7 ) - عبارت : [ و در سنه اثنى و ستين و ستمايه ملك . . . كه ازو داشت بقتل آورد ] از زيادات مج مىباشد . ( 8 ) - « ملك تاج الدين حرب ملك سيستان » طبقات ناصرى سراج منهاج ص 134