معين الدين محمد زمچى اسفزارى
397
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
تعيين فرمود و خواهر خود به او داد ، و ايشان را پسرى داد « 1 » بهاء الدين سام نام كردند ، پس سلطان غياث الدين برادر خود شهاب الدين ابو المظفر را در هرات نيابت خود داد ، او غزنين را دار الملك ساخت ، يكى از ملوك هند سكين « 2 » نام با او مخالفت كرد ، سلطان غياث الدين شهاب الدين ابو المظفر را بجنگ او فرستاد ، راى هند با هفده زنده فيل و صد هزار مرد در برابر آمد ، و لشكر اسلام سى هزار نبودند ، بتاييد الهى شهاب الدين مظفر شد ، و سنگين هندى كشته شد ، و پسرش كوكار بمطاوعت آمد و خراج پذيرفت ، و شهاب الدين سالم و غانم بازگشت ، مقارن اين حال در خوارزم تكش بن ملكشاه « 3 » درگذشت ، غوريان در خراسان طمع كردند ، پهلوان محمد حرمك را كه تهمتن روزگار بود بالشكرى بفرستاد تا مرو مستخلص كرد ، و سلطان غياث الدين با برادر شهاب الدين نيشابور را محاصره نموده فتح كردند و خراسان ايشان را مسلم شد ، پس دست بظلم و تعدى دراز كردند ، حق تعالى نپسنديد ، در سال پانصد و نود و هشت درگذشت پادشاهى او چهل سال بود ، پس ابو المظفر شهاب الدين بن سام بن حسين بغزنين رفت و سلطنت بر او مقرر شد ، سلطان محمد خوارزمشاه درين محل لشكرى بمرو فرستاد ، و بعد از جنگ بسيار محمد حرمك بقتل آمد و خراسان به تمام خوارزمشاه را مسخر و مقرر شد ، پس سلطان شهاب الدين بانتقام او لشگر كشيد ، خوارزمشاه از كورخان كه پادشاه سمرقند بود استعانت نمود پيش از رسيدن مدد بمرو رسيد بجنگ مبادرت نمود ، خوارزمشاه ظفر يافت و لشكر غور بگريخت ، و فيلان و اثقال و احمال بگذاشتند تا لشكر خوارزمشاه غنيمت گرفتند ، فردوس « 4 » مطر به سمرقند بيان حال را اين رباعيه بنظم آورد .
--> ( 1 ) - كذا فى الاصل . ( 2 ) - اين نام در چند سطر بعد « سنگين » نوشته شده است . ( 3 ) - در نسخههاى مج و پا هردو « تكش بن ملكشاه » نوشته است ولى ظاهرا كلمه « ملكشاه » سهو نساخ و مراد ( سلطان ابو المظفر تكش بن ايل ارسلان بن اتسز سال 589 ه . ) مىباشد . ( 4 ) - پا : مطربه سمرقنديه بيان حال را ازى رباعى بنظم آورد : . . . ماننده موش از كف خات بجست * . . . فيلان به تو شاه داد و از مات بخست