معين الدين محمد زمچى اسفزارى
387
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
ابو الحسن بيامد ، و ابو على بسيستان رفت و مثال ولايت بنام فايق در رسيد ، در سنهء احدى و سبعين و ثلثمايه امير ابو الحسن بايالت آمد ، پس در سنهء ثلث و سبعين و ثلثمايه ولايت تعلق بتاش حاجب گرفت ، باز بابو على مفوض شد ، و در سنه احدى و ثمانين و ثلثمايه بلميكو والى شد ، و در سنه اثنى و ثمانين و ثلثمايه سلطان نوح بن منصور و سبكتكين بيامدند بجنگ ابو على و ابو على « 1 » بهزيمت شد ، و امير سبكتكين بر ولايت مستولى گشت ، و در سنهء ثمان و ثمانين و ثلثمايه مكتوزن بايالت هرات آمد ، و در سنه ست و تسعين و ثلثمايه تركان خانى بيامدند و در هرات فساد بسيار كردند ، و در سنهء ثمان و تسعين و ثلثمايه تركان با سلطان محمود جنگ كردند حق تعالى سلطان محمود را ظفر داد ، بعد از آن بغزو هند شد و نصرت يافت ، پس در سنهء اربعمايه « 2 » در نواحى خراسان قحطى « 3 » عظيم افتاد . « 4 » « 5 » و شيخ عبد الرحمن فامى تا اين محل از قول ابو عبيد مؤدب روايت كرده است . و از ابو اسحق حداد روايت ديگر آورده كه در وى خلافها است ، چون بدين حالات زياده احتياجى نيست آن روايت را نوشتن مناسب نديدم . بعد از آن ولايت بسلطان محمود و پسرش مسعود مسلم « 6 » و مستخلص گشت ، تا زمان ارتفاع رايات دولت آل سلجوق . « 7 » و در سنهء ثمان و عشرين و اربعمايه سلجوقيان قصد هرات كردند ، مردم شهر ايشانرا منع كردند و « 8 » در شهر نگذاشتند ، « 9 » [ و درين وقت قهندز و ربض معمور
--> ( 1 ) - مك : بهزيمت . مج : هزيمت . ( 2 ) - مج : اربع . مك : اربعمايه . ( 3 ) - مج : قحطى . مك : قحط . ( 4 ) - در تاريخ بيهق از ظهير الدين على بن زيد البيهقى و در تاريخ يمينى ذكر اين قحط آمده گويد : « و آن قحط كه در سنه احدى و اربعماية افتاد در نيسابور از اين سبب بود كه غله را آفت رسيد از سرما و اين قحط در خراسان و عراق عام بود و در نيسابور و نواحى آن سختتر » نقل از تكمله صوان الحكمة ص 181 - 180 . ( 5 ) - مج : و شيخ . مك : شيخ . ( 6 ) - مج : مسلم و مستخلص گشت . مك : مسلم گشت . ( 7 ) - مج : در سنهء . مك : و در سنهء . ( 8 ) - مج : ايشانرا منع كردند و در شهر . مك : ايشانرا در شهر . ( 9 ) - عبارت : [ و درين وقت قهندز و ربض معمور و مردمنشين بود ] از زيادات پا و مج است .