معين الدين محمد زمچى اسفزارى
388
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و مردمنشين بود ] ، و در آن سال بازگشتند و سال دوم بازآمدند و به صلح هرات را مسخر كردند ، و خطبه بنام ايشان شد ، و بعد از آن به « 1 » سبب فتنهء كه از زنى ظاهر شد - و در ذكر حوادث خواهد آمد - از شهر برفتند و كار ولايت به « 2 » نواب سلطان مسعود افتاد ، و او خود بهرات آمد ، و خلق را مصادره كرد ، آنگاه برفت ، و در مروبآل سلجوق رسيده « 3 » جنگ كرد ، و « 4 » ازيشان شكست يافت و بهزيمت بغزنين رفت ، و در سنهء « 5 » اثنى و ثلثين و اربعمايه كشته شد « 6 » ، و درين وقت هرات ضايع ماند و هيچ حامى و حاكمى نداشت ، و تعرض بىباكان فراوان گشت ، تا شيخ رئيس ابو محمد بن عصم « 7 » [ بن ابى العباس عصمى ] در سنهء [ اثنى و ثلثين و اربعمايه بهرات ] برخاست و بىمنشور و مثال آغاز تغلب نهاد ، و بر شهر و ولايت مستولى شد ، و باكوتوال شميران - كه از جانب سلطان مسعود « 8 » بود - جنگ فراوان كرد ، به آخر او را تيرى رسيد و هلاك گشت ، پس برادر او شيخ رافع استيلا يافت و مدتى ميزد و ميگرفت « 9 » و ميكشت تا نايب او منصور بن اشعث او را بكشت ، و بر شهر والى گشت ، و قوى « 10 » حال شد ، و سلجوقيان هرسال مىآمدند و معاودت ميكردند و بر شهر دست نمىيافتند ، و مردم شهر بقحط و غلا و هلاك و جلا مبتلا گشتند ، « 11 » [ و قهندز و ربض خراب شد ] ، ناگاه پادشاهى بر مغز الدوله بيغو موسى
--> ( 1 ) - مج : به سبب فتنه . مك : به فتنه . ( 2 ) - مج : ولايت به نواب سلطان . مك : ولايت به سلطان . ( 3 ) - مك : رسيده . مج : رسيد . ( 4 ) - مج : و از ايشان شكست . مك : و شكست . ( 5 ) - مج . پا : اثنى و ثلثين و اربعمايه . مك : با ارقام ( 430 ) . ( 6 ) - مج : كشته شد و درين . مك : كشته و درين . ( 7 ) - مج : محمد بن عصم بن ابى العباس عصمى در سنه اثنى و ثلثين و اربعماية بهرات برخاست . مك : محمد بن اعصم در سنهء مذكوره برخاست . ( 8 ) - مك : مسعود بود جنگ فراوان كرد . مج : مسعود جنگ كرد . ( 9 ) - مج . پا : ميگرفت و ميكشت تا نايب او منصور بن اشعث او را . مك : ميگرفت تا نايب او او را . ( 10 ) - مج : قوىحال شد . مك : قوى شد . ( 11 ) - مج . پا : و قهندز و ربض خراب شد . مك : اين عبارت را ندارد .