معين الدين محمد زمچى اسفزارى
367
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
ستمگرى آغاز نهاد و بر مردم « 1 » ملك خويش رسم جور « 2 » و بيداد ظاهر كرد ، و متابعت قوم لوط پيش آورد ، و بفعلهاى بد اقدام نمود ، و هركس را پسرى نيكو روى بود ميكشيد « 3 » [ و پيش خود ملازم ميساخت ] ، و رعيت او بدينسبب « 4 » [ بيشتر از وى متنفر گشتند و از ديار ] او گريخته « 5 » و بسوى فيروز مىآمدند ، و زنهار ميخواستند « 6 » ، [ و از دست ظلم او استغاثه مينمودند ] ، فيروز چند نوبت بخشنو از پيغام فرستاد و گفت ترا بر من حق است ، اما « 7 » حق حق تعالى از همهء « 8 » حقها بيشتر « 9 » و پيشتر است ، « 10 » اين خلق از دست تو پيش من بفرياد مىآيند اگر دست از ظلم و ستم « 11 » و افعال بد بازدارى فهو المراد ، و الا بحرب تو سپاه فرستم ، خوشنواز التفات بسخن او نكرد « 12 » و نصيحت او نشنيد تا چند سال برين بگذشت ، مردم هياطله كه رعيت خوشنواز بودند بر درگاه فيروز « 13 » بسيار جمع آمدند ، پس فيروز سپاه جمع كرده بآهنگ جنگ خوشنواز عزيمت
--> ( 1 ) - مج : مردم ملك خويش رسم . مك : مردم رسم . ( 2 ) - مج : جور و بيداد ظاهر . مك : جور ظاهر . ( 3 ) - مج : و پيش خود ملازم ميساخت . مك : اين عبارت را ندارد . ( 4 ) - مج : بيشتر از وى متنفر گشتند و از ديار . مك . مد : اين عبارت را ندارد . ( 5 ) - مج : گريخته بسوى . مد . مك : گريخته و بسوى . ( 6 ) - مج : و از دست ظلم او استغاثه مينمودند . مد . مك : اين عبارت را ندارد . ( 7 ) - مج : اما حق تعالى . مك : اما حق حق تعالى . ( 8 ) - مج : همهء حقها بيشتر . مك : همه بيشتر . ( 9 ) - مج : بيشتر و بيشتر است . مك : بيشتر است . ( 10 ) - مج : عبارت : [ اين خلق از دست تو پيش من بفرياد مىآيند ] از زيادات پا و مج است . ( 11 ) - مج : و ستم و افعال بد بازدارى . مك : و ستم بازدارى . ( 12 ) - مج : او نكرد و نصيحت او نشنيد تا چند . مك : او نكرد تا چند . ( 13 ) - مج : فيروز بسيار جمع آمدند پس فيروز سپاه جمع كرده بآهنگ . مك : فيروز جمع آمدند فيروز بآهنگ .