معين الدين محمد زمچى اسفزارى
324
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
يفعل الله ما يشاء و يحكم ما يريد . تا در وقتى كه ايلخان محاصرهء بغداد نموده بود « 1 » اين ابن عمران نام خود بر تيرى نوشته به طرف « 2 » معسكر پادشاه انداخت كه اگر « 3 » ايلخان كامكار مرا از خليفه طلب فرمايد شايد « 4 » كه از من خدمتى آيد « 5 » [ كه در حضرت پادشاه مقبول نمايد ، تير تزوير او « 6 » كه بشست اين تدبير گشاد يافت با صابت تقدير بر هدف مراد آمده سخن او را در دل ايلخان وقعى پيدا آمد ] و هركس بطلب او « 7 » پيش خليفه فرستاد « 8 » [ خليفه چون تفحص حال او نمود ديد كه وجود و عدم او به هيچ وجه مضايقه و مناقشه را نمىشايد ] فرمود تا او را بيرون فرستادند ، « 9 » پس در خدمت ايلخان عرض كرد كه اگر حكم شود لشگر منصور را چندانكه بايد تغار دهم ، هرچند « 10 » از چنان شخصى
--> ( 1 ) - مج : نموده بود اين ابن عمران . مك . مد : نموده بود اين ابن عمران . ( 2 ) - مج : بر طرف . مك . مد : به طرف . ( 3 ) - مج : كه اگر ايلخان كامكار مرا از . مك . مد : كه اگر مرا از . ( 4 ) - مج : شايد كه از من . مك . مد : شايد از من . ( 5 ) - مج : خدمتى آيد كه در حضرت پادشاه مقبول نمايد تير تزوير او كه شست اين تدبير گشاد يافت با صابت تقدير بر هدف مراد آمده سخن او را در دل ايلخان وقعى پيدا آمد و كس بطلب . مك . مد : خدمتى آيد خان كس بطلب . ( 6 ) - در اصل « مقبول نمايد بتزوير او كه شست » قياسا اصلاح شد . ( 7 ) - مج : بطلب او پيش خليفه فرستاد . مك : بطلب او فرستاد . ( 8 ) - عبارت : [ خليفه چون تفحص حال او نمود ديد كه وجود و عدم او به هيچ وجه مضايقه و مناقشه را نمىشايد ] از زيادات مج است . ( 9 ) - مك . مد : فرستادند عرض . مج : فرستادند پس در خدمت ايلخان عرض . ( 10 ) - مج : هرچند از چنان شخصى اين صورت مستبعد بلكه محال . مك . مد : هرچند چنان اين صورت محال .