معين الدين محمد زمچى اسفزارى
325
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
اين صورت مستبعد بلكه محال مينمود شحنه همراه او كردند و او بر انبارها « 1 » و موضعها كه غله پر كرده بودند در بعقوبه و آن نواحى وقوف داشت تا مدت پانزده روز « 2 » بقلم مغشوش رقم خود عساكر « 3 » را تغار داد ، در وقتى كه كم يافت بود . « 4 » [ و فى الحقيقه اين حال سبب اقبال ايلخان و موجب زوال خليفه گشت ] ، پس چون بغداد فتح شد ابن عمران در مقابلهء اين خدمت « 5 » بالتفات ايلخانى بحكومت بغداد اختصاص يافت « 6 » ، [ و مضمون خوابى كه ديده بود در بيدارى بعينه بنوعى مشاهده نمود كه در خواب نتوان ديد ، قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ ] ، و حكم شد كه ابن علقمى نوكر او باشد ، « 7 » و ابن علقمى از كردار « 8 » ناشايست خود عظيم پشيمان و خجل و پريشان خاطر و منفعل « 9 » گشت « 10 » [ چه سرى كه پيش خليفهء روى زمين فرونمىآمد بر خط امر نوكر عامل بعقوبه مىبايست نهاد ، و بدنامى دنيا و آخرت بر سر . و مغولان در اهانت و خوارى ابن علقمى مجد بودند ، القصه : چند روزى بمحنت ترددى مينمود و تجلدى ظاهرى ميكرد و بهركس تعلقى ميساخت ، تا عنقريب بساط بسطت او طى و بهار فرصت اودى شد و دل پردرد و ندامت به خاك برده ، نامى مشوب بانواع غرامت و ملامت باقى گذاشت و خانومان چندين هزار مسلمان
--> ( 1 ) - مج : انبارها و موضعها كه غله . مك . مد : انبارها كه غله . ( 2 ) - مج : روز مغشوش . مك . مد : روز بقلم مغشوش . ( 3 ) - مج : عساكر تغار داد . مك . مد : عساكر را تغار داد . ( 4 ) - عبارت : [ و فى الحقيقه اين حال سبب اقبال ايلخان و موجب زوال خليفه گشت ] از زيادات مج مىباشد . ( 5 ) - مج : خدمت بالتفات ايلخانى بحكومت . مك . مد : خدمت بحكومت . ( 6 ) - عبارت : [ و مضمون خوابى كه ديده بود . . . و تنزع الملك ممن تشاء ] از زيادات مج است . ( 7 ) - مج : باشد ابن . مك . مد : باشد و ابن . ( 8 ) - مج : كردار ناشايست خود . مك . مد : كردار خود . ( 9 ) - مج : گشت . مك . مد : بود . ( 10 ) - عبارت : [ چه سرى كه پيش خليفه روى زمين فرو نمىآمد . . . مسلمان را چون آبروى خود بر باد داد ] از زيادات مج مىباشد .