معين الدين محمد زمچى اسفزارى

311

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

قهستان محبوس بوده كه بنيابت درگاه هلاكوخان رسيده ، و صورة اين حال در تاريخ وصاف . « 1 » برين وجه است ، كه چون هلاكوخان در شهور سنهء اربع و خمسين و ستمايه از فتح بلاد و قلع قلاع ملاحده لعنهم إله بتخصيص قلعهء الموت كه ملجاء « 2 » و مناص حسن صباح بود ، و استيصال كفرهء فجرهء آنجا كه سلاطين سلجوقى با وجود حميت اسلام « 3 » و كمال بطش و شوكت و وفور سپاه و سلاح و عدت و كوشش تمام بر دفع « 4 » شر و شرارت ، و رفع « 5 » جرئت و جسارت ايشان قادر نشده بودند فارغ گشت ، و روز دولت صد و هفتاد سالهء حسن صباح و اتباع بىفلاح او را بزوال و بال و انتقال رسانيد ، و بسبب اين فتح نامدار حقوق بسيار در ذمهء اهالى ممالك اسلام ثابت گردانيد ، بعزيمت دفع « 6 » مادهء شر بعضى تابعان ايشان كه در نواحى قهستان نشان داده بودند « 7 » بدان ولايت آمد ، خواجه نصير كه مدتها در آن ديار « 8 » به حكم : الدر يحبس و السيف يعمل ، محبوس بود ، درين فرصت « 9 » [ چون احوال ديگر گشت و دشمنان دين مدمر شدند ] خلاص يافته بدرگاه ايلخان شتافت ، « 10 » [ و سبب حبس آن گفته كه خواجه نصير الدين از نتايج طبع وقاد و فوايد خاطر نقاد بعضى قصايد و رسائل بوساطت قواصد و وسائل بدرگاه خلافت المستعصم باللّه مرسول ميداشت ، و ابن علقمى كه وزير خليفه بود بسبب توهم طمع مداخلت غير در منصب وزارت ازين

--> ( 1 ) - تاريخ وصاف : « تجزيه الامصار و تزجية الاعصار » تاليف شهاب الدين عبد إله شيرازى معروف به ( وصاف الحضرة ) سدهء هفتم . ( 2 ) - مج : ملجاء و مناص حسن . مك : ملجاء حسن . ( 3 ) - مج : اسلام و كمال بطش و شوكت . مك : اسلام و شوكت . ( 4 ) - مج : دفع شر و شرارت . مك : دفع شرارت . ( 5 ) - مج : و رفع جرئت و جسارت . مك : و رفع جسارت . ( 6 ) - مج : دفع مادهء شر . مك : دفع شر . ( 7 ) - مج : ولايت آمد خواجه . مك : ولايت خواجه . ( 8 ) - عبارت : [ به حكم : الدريحبس و السيف يعمل ] از زيادات مج مىباشد . ( 9 ) - عبارت : [ چون احوال ديگر گشت و دشمنان دين مدمر شدند ] از زيادات مج مىباشد . ( 10 ) - عبارت : [ و سبب حبس آن گفته كه خواجه نصير الدين . . . به پايهء سرير ايلخانى شتافت ] از زيادات مج مىباشد .