معين الدين محمد زمچى اسفزارى
312
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
معنى متاثر و مستشعر گشت ، بناصر الدين محتشم كه حاكم و والى قهستان بود انها نمود كه خواجه نصير بدرگاه خلافت آغاز ارسال منشآت و مكاتبات كرده ، از تبعه و نتايج آن غافل نميتوان بود . ناصر الدين محتشم بعد از آنكه جانب چنان حكيم عديم المثل را بانواع تعظيم و اكرام مراعات نمودى بر وى متغير شد و او را بازداشت فرمود تا وقتى كه مخلص يافته به پايهء سرير ايلخانى شتافت ] « 1 » و بوفور عنايت و رافت و صنوف مرحمت و عاطفت اختصاص يافت ، و حكم شد كه ملازم اردو باشد ، و هلاكوخان در سوانح مهمات و مصالح ممالك از رأى حكيم بزرگوار استشارات « 2 » مينمود و او جوابى بر قانون حكمت و موافق مصلحت ملك و دولت ميفرمود تا در حضرت ايلخانى محل رفيع و مقام بلند يافت « 3 » . [ الفضل لامعة آياته ، مشرقه آثاره ] و بسبب منادمة آن علامهء زمان كمال بطش و مهابت و آثار قدرت و ابهت ايلخانى تزايد و تضاعف هرچه تمامتر پذيرفت . و درين محل واقعهء غريب در تاريخ وصاف آمده « 4 » [ اگرچه باصل كتاب بيشتر دخلى ندارد اما مناسب مقام است ] و آنچنان است كه : ابن علقمى كه « 5 » وزير خليفهء بغداد بود بىجريمهء به مجرد توهمى كه در خاطر آورده بود رعايت « 6 » جانب چنان علامهء « 7 » كه به همه وجهى از واجبات بود فروگذاشت و بحبس « 8 » و ايذاى او اشارت نمود ، به حكم : لحوم العلماء مسمومة من شمها مرض ،
--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج است . ( 2 ) - مج : استشارات مينمود و او جوابى . مك : استشارات و او جوابى . ( 3 ) - عبارت : [ الفضل لامعة آياته ، مشرقة آثاره ] از زيادات مج مىباشد . ( 4 ) - عبارت : [ اگرچه باصل كتاب بيشتر دخلى ندارد اما مناسب مقام است ] از زيادات مج مىباشد . ( 5 ) - مج : كه وزير خليفهء بغداد بود بىجريمهء . مك : كه بىجريمهء . ( 6 ) - مج : رعايت جانب چنان . مك : رعايت چنان . ( 7 ) - مج : علامه كه به همه وجهى از واجبات بود فروگذاشت مك : چنان علامه فروگذاشت . ( 8 ) - مج : و بحبس و ايذاى او . مك : و بحبس او .