معين الدين محمد زمچى اسفزارى
10
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
تا بدوران فلك در مجلس عيش و نشاط * حلقهء بادهپرستان را بود ساغر نگين ساقى بزم ترا بادا در انگشت طرب * حلقه از دور پياله وز مى احمر نگين ] « 1 » خسروى كه در آئين مرحمت و قوانين مكرمت « 2 » و اساليب ملكدارى و قوالب شهريارى و امور دينپرورى و رموز دادگسترى و قواعد سياسى و عقايد حقشناسى قبله احرار و قدوهء ابرار و زبدهء سلاطين و عمدهء خواقين و صفوة ولاة و اسوة ثقات آمده ، و از غلغله صداى نوبت دولت استوار و طنطنهء صيت سياست « 3 » نصفت شعارش ديدهبخت پايدارش « 4 » بيدار گشته ، و چشم خيره تيرهء فتنه نابكار در خواب ادبار رفته . صفدرى كه در زمان سطوت دلاورى و صولت بهادرى او هفتخوان آسمان « 5 » داستان هفتخوان رستم « 6 » دستانرا خوار و مبتذل ساخته ، پاكيزه محضرى كه در دور اشاعت موايد كرم و محامد شيم او دست تصرف روزگار طومار اشتهار خاقان و اخلاق قاآن را « 7 » در مدرج « 8 » نسيان انداخته .
--> ( 1 ) - از اين قصيده در نسخه مك چهار بيت 1 و 3 با 2 و 5 مذكور است و در نسخه مج 19 بيت : 4 و 6 - 19 نوشته شده است . ( 2 ) - مك : خسروى كه در آئين مكرمت و اساليب ملكدارى و قواليب شهريارى . ( 3 ) - مك : طنطنهء سياست . ( 4 ) - مك : ديدهء بخت پايدار بيدار گشته . ( 5 ) - هفتخوان آسمان : شايد هفت سبعهء سياره يا هفت آسمان چه هفت طارم و هفت سقف هفت آسمان است . ( 6 ) - هفتخوان رستم دستان : هفت عقبه كه در سر راه رستم بود در مازندران . ( 7 ) - مك : خاقان و اوراق اخلاق قاآن را . ( 8 ) - اين كلمه در نسخههاى مج . مك . س ( مدح ) نوشته است كه ظاهرا اصل آن مدرج يا ازج بوده و بدست نساخ تحريف شده . و المدرج : الكتاب المطوى . و مدرج النمل : مدّبه - سوراخ مورچه و جمع آن مدارج . و المدرج و المدرجه : الكتاب الملفوف و الرقعة الملفوفه و جمع آن نيز مدارج . و ازج بفتح اول و دوّم و سكون جيم معرب ازك پارسى نوعى از عمارت كوتاه و طولانى . و نيز بمعنى گور و دخمهء مردگان .