معين الدين محمد زمچى اسفزارى

11

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

شعر « 1 » ان لاح فهو الصبح من انواره * او فاح فهو الروض من ازهاره لابى الفرج رح « 2 » : پيچيدن افعى بكمندش ماند * آتش بسنان ديو بندش ماند انديشه برفتن سمندش ماند * خورشيد بهمّت بلندش ماند هماى چتر همايونش ابر رحمتى است سايه بر سر عالميان گسترده ، و ماهچه « 3 » لواى سلطنتش آفتاب سعادتيست عرصهء آفاق را منوّر كرده . اگر سامعان اين كلام و مطالعان اين اوراق بعضى از اين اوصاف و اخلاق را از قبيل اغراق شعر دارند ع : كز اكذب اوست احسن او « 4 » ، يا از قسم مبالغهء اصحاب لسان شمارند كه ، ع : هرلحظه فسانهء سرايند ، هرگاه بمطالعه مجموعه معانى اعنى « جامع البدايع السلطانى » كه مبنى است

--> ( 1 ) - در نسخه مك كلمه ( شعر ) ندارد . ( 2 ) - در نسخه مك جمله : ( لابى الفرج رح ) ندارد و اين عبارت از زيادات نسخه مج است . ابو الفرج : در ميان سخنوران و شعراء ايران چند تن ابو الفرج نام وجود دارد : استاد ابو الفرج سجزى . العميد الاجل الكافى ابو الفرج بن مسعود رونى ، و ابو الفرج بلخى از بلخى و سجزى ديوان و آثار شعرى ديگرى در دست نيست اما ديوان ابو الفرج رونى موجود است . رونى از شعراء عصر غزنويان و مداح سلطان ابو المظفر ظهير الدوله رضى الدين ابراهيم بن مسعود بن محمود غزنوى ( سال 450 492 ) و پسرش مسعود بن ابراهيم ( 492 - 508 ) غزنوى و از مردم نيشابور بوده است . دهكدهء رونه از دهستانهاى خاوران نيشابور يا بقول نور الدين محمد عوفى از توابع شهر لاهور هندوستان است . اما رباعى مذكور در متن در نسخهء مخطوطهء ديوان او متعلق بكتابخانه ملى ملك ديده نشد . ( 3 ) - ماهچه : وزن باغچه : آنكه از زر و سيم شكلى مانند ماه ساخته بر سر علم نصب كنند . فرهنگ برهان قاطع و آنندراج . ( 4 ) - اين مصراع از جمله ابياتى است از مثنوى خسرو و شيرين نظامى گنجوى در پند و اندرز فرزند خود گويد و مطلع آن اين است : آن روز كه هفت ساله بودى * چون گل بچمن نواله بودى در شعر مپيچ و در فن او * چون اكذب اوست احسن او