معين الدين محمد زمچى اسفزارى

288

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

مىرسيد « 1 » . و شيخ مؤيد الدين جندى « 2 » رح ميگويد : كه روزى شيخ صدر الدين در

--> ( 1 ) - عبارت : [ و شيخ مؤيد الدين جندى رح . . . . كه بر روى تو بگشايم ] از زيادات مج مىباشد و در مك . مد ندارد . ( 2 ) - مؤيد الدين ابن محمود بن صاعد بن محمد الحاتمى الصوفى الجندى ، متوفى در حدود سال 700 ه . كشف الظنون - ج / 2 / ص 1263 - 1262 ) . ترجمهء احوال او در نفحات مسطور است ، اما در آنكتاب از تصانيف فارسى و اشعار او درين زبان ذكرى بميان نيامده بلكه در كليهء مصادرى كه نام مؤيد الدين جندى ياد شده او را از جمله نويسندگان نثر فارسى و سرايندگان شعر در زبان درى بشمار نياورده‌اند ، و در تاريخ ادبيات فارسى نام او بعنوان نويسندهء نثر يا سرايندهء شعر برده نشده است . و در نفحات و ديگر مصادر تصانيف او را در زبان تازى دو كتاب : « شرح فصوص الحكم » و « مواقع النجوم » شيخ صدر الدين قونيوى ياد كرده ، گويد در حقايق و معارف اشعار عربى لطيف دارد . اما از تصانيف فارسى او كتابى در دست است موسوم به : « نفحة الروح و تحفة الفتوح » كه با نثرى شيوا و متين بسبك نثرنويسى خراسانى در قرون 7 - 6 ( نه بسبك نثر فارسى مدرسه قونيه ) نگاشته شده است . وى در ديباچهء آن كتاب نام خود را : « مؤيد بن محمود بن صاعد الصوفى » ذكر كرده ، و در تصانيف اين كتاب به چند تا از تصانيف ديگر خود در زبان پارسى تصريح نموده است مانند : « ارشاد الخلاصه » و « خلاصة الارشاد » . « اكسير الكمالات » و « رسالهء علوم احدى و معارف احمدى » و نيز دو كتاب ديگر از تصانيف خود را در زبان عربى بنام : « اذواق الحاتميين » و « كتاب الاسماء » نام برده است در خلال صفحات اين كتاب قطعات زيادى از اشعار او مذكور مىباشد و از همين نمونه ميتوان بمقام شاعريت و درجهء شعر فارسى او دست‌يافت . تخلص شاعرانهء او « مؤيد » بوده چنان كه درين قطعه ميگويد : مؤيدا چه دل آلودهء جهان‌دارى * كه جز خداى نشايد كند جهاندارى