معين الدين محمد زمچى اسفزارى

285

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

كه كس مثل آن نتواند نواخت و توفيل خراج قسطنطنيه قبول كرد . ديگر : در همان كتاب « عجايب المخلوقات » آمده است كه : سلطان ملكشاه را با ملك روم منازعت بود ، امام الحرمين را برسالت بروم فرستاد و روميان ارغنون را ساز دادند و چهل كس آن را مىنواختند تا باشد كه جوينى را مدهوش سازند ، امام از ايشان درگذشت كه در وى هيچ اثر ظاهر نشد ، چون پيش ملك روم آمد امام را گفت مگر دل تو از سنگ بود كه ارغنون در وى اثر نكرد ؟ جوينى گفت : چندان نشاط علوم در دل منست كه نشاط ارغنون در وى نميگنجد ، ملك روم گفت دعوى عظيم آوردى ، جوينى گفت ، ارغنون شما را چهل كس مىنوازند اگر رخصت فرمائى من تنها راست و درست بنوازم ، پس ايشانرا بيكجانب كرد و ارغنون را بنوعى بنواخت كه آن چهل كس را مدهوش گردانيد و بجاى خود بازگشت ، چون آن مردم به هوش بازآمدند ملك خود را گفتند : اى ملك اين امام مگر از فرشتگانست ؟ ما همه بچاكرى اعتراف كرديم ، ملك گفت من نيز با شما متفقم ، آنگاه جوينى را گفت : ملكشاه بس بزرگست و مرا قدرت مقاومت او نيست ، من روم را در كار تو كردم اگر مصلحت بينى من به نيابت تو اين ملك را نگاه دارم و خراج بگذارم ، چون ملكشاه بشنيد گفت آنچه بششصد هزار مرد راست نشد امام الحرمين تنها بساخت ] « 1 » . و در كتاب « 2 » ديگر ديده‌ام كه چون سلطان ملكشاه نماند ميان سلطان سنجر و بهرام شاه « 3 » غبار و نزاع واقع « 4 » شد و جوينى در موكب بهرامشاه در اصفهان و سلطان سنجر در مرو مقام داشت ، بهرامشاه جوينى را برسالت پيش سلطان سنجر فرستاد چون بمرو رسيد سلطان سنجر با فضلا و ندماى « 5 » حضرت خود گفت :

--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات مج مىباشد . ( 2 ) - مج : كتاب ديگر ديده‌ام . مك . مد : كتاب ديده‌ام . ( 3 ) - مج : بهرامشاه غبار و نزاع . مك . مد : بهرامشاه نزاع . ( 4 ) - عبارت : [ واقع شد و جوينى در موكب . . . در مرو مقام داشت ] از زيادات مج مىباشد و در مك . مد . س ندارد . ( 5 ) - مج : و ندماى حضرت خود . مك : و ندماى خود .