معين الدين محمد زمچى اسفزارى

286

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

كه اين جوينى فاضل عالم است كه برسالت آمده « 1 » چه انديشه ميكنيد كه « 2 » در مجلس جوينى را ملزم گردانيد « 3 » . بعد از تامل بسيار بر آن اتفاق نمودند كه بينيم « 4 » كه در مجلس نام بهرامشاه بچه كيفيت خواهد « 5 » برد ، اگر بهرام گويد ؛ اعتراض كنيم « 6 » كه نام ولى خود چگونه باستخفاف مىبرى ؟ و اگر بهرامشاه گويد : گوئيم « 7 » كه او كنيزك‌زاده است در مجلس سلطان چگونه « 8 » او را بنام پادشاهى ياد ميكنى ؟ « 9 » برين جمله قرار داده ، جوينى را بار دادند « 10 » درآمد ، گفت : بهرام كه نام شاهى ازين دودمان يافته عرض نيازمندى مىكند ، هيچكس را « 11 » از حاضران برين سخن مجال اعتراض نماند « 12 » و همه ساكت بماندند .

--> ( 1 ) - مج : گفت كه اين جوينى فاضل عالم است كه برسالت آمده چه انديشه . مك : گفت كه انديشه . ( 2 ) - مج : كه در مجلس جوينى . مك : كه جوينى . ( 3 ) - مج : گردانيد بعد از تأمل بسيار بر آن . مك : گردانيد بر آن . ( 4 ) - مج : بينيم كه در مجلس نام . مك : بينيم نام . ( 5 ) - مج : خواهد برد اگر . مك : خواهد اگر . ( 6 ) - مج : اعتراض كنيم كه نام ولّى خود چگونه باستخفاف مىبرى ؟ و اگر بهرامشاه . مك : اعتراض كنيم و اگر بهرامشاه . ( 7 ) - مج : گوئيم كه او . مك : گوئيم او . ( 8 ) - مج : چگونه او را بنام پادشاهى . مك : چگونه بنام شاهى . ( 9 ) - مج : ميكنى برين جمله قرار ده جوينى . مك : ميكنى جوينى . ( 10 ) - مج : بار دادند درآمد گفت . مك : بار دادند گفت . ( 11 ) - مج : هيچكس را از حاضران برين سخن مجال . مك : هيچكس را مجال . ( 12 ) - مج : اعتراض نماند و همه ساكت بماندند . مك : اعتراض نماند .