معين الدين محمد زمچى اسفزارى
242
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و در جام از يك من پشم كپنكى « 1 » مىمالند كه به دويست دينار و سيصد دينار ميخرند و به اطراف ممالك مىبرند ] . و در يك كوه « 2 » جام چشمهايست كه چون اول « 3 » روز تابستان درآيد آب او « 4 » يخ مىبندد و در تمام تابستان آب آن سرد است « 5 » و در زمستان آب آن چشمه گرم است . ديگر : « نيشابور » و « سبزوار « 6 » » دو ولايت معمورند و مشهور ، و نشابور « 7 » از شهرهاى معتبر قديم خراسان است و در زمان سابق دار الملك نيشابور « 8 » پادشاه نشين مىبوده و « 9 » بس خاك مبارك دارد ، آنمقدار از اكابر دين و ائمه اهل يقين كه از آن ديار ظاهرا « 10 » از كم جاى شده باشد . و گويند آن شهر را شاپور بن اردشير ساخته و بلفظ فرس قديم شهر را : ( نه ) ميگفتند پس او را ( نه شاپور ) خواندهاند بعد از آن از براى تخفيفها را انداختهاند « 11 » نشابور شده ،
--> ( 1 ) - كپنك : بكسر كاف و فتح پاى فارسى است : پوشش پشمينه كه درويشان پوشند و آن تا كمرست و آستين ندارد . فرهنگ آنندراج . ( 2 ) - مج : و در يك كوه جام . مك : و در كوه بزدجام . مد . س . و در كوهپايه بزدجام . ( 3 ) - مج : اول روز تابستان . مك . س : اول تابستان . ( 4 ) - مج . مد . س : آن . مك : او ( 5 ) - مج : و در تمام تابستان آب ( ؟ ) و در زمستان آب چشمه گرم است . مك : و در تمام تابستان و زمستان آب آن چشمه گرم است . مد : و در تمام تابستان سرد است و در زمستان گرم . س : و چون زمستان شود آب چشمه گرم است . ( 6 ) - مج : سبزوار نيشابور دو ولايت . مك : نيشابور و سبزوار دو ولايت . ( 7 ) - مج : و مشهورند و نشابور . مك : و مشهور . نشابور . ( 8 ) - مج : دار الملك نيشابور پادشاهنشين . مك . س : دار الملك و پادشاهنشين . ( 9 ) - مج . س : مىبوده و بس خاك . مك : مىبوده خاك . ( 10 ) - مج : شده ظاهرا از كم . مك : شده از كم . س : ظاهر شدهاند . ( 11 ) - مج : انداخته نشابور . مك . س : انداختهاند نشابور .