معين الدين محمد زمچى اسفزارى

209

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

داشته و در ميان توجيه و تخصيص « 1 » مىبوده ناگاه جذبه رسيده و او را ربوده و بسلوك مشغول شده . نقلست : كه « 2 » دست خود را وقف مسلمانان كرده بود « 3 » ، هركس كه « 4 » كاغذى به دو دادى كتابت فرمودى از مصحف و رسايل و غير آن « 5 » و نوبت و ترتيب « 6 » نگاه داشتى به همان طريق كه كاغذ به دو داده بودندى « 7 » ، و در مجالس معارف بسيار گفتى ، و در سخن گفتن بسطى « 8 » عظيم داشته ، چنانچه ميگويند خاشاكى « 9 » از زمين برداشتى و او را مخاطب ساختى و اگر خاستى « 10 » دو شبانه‌روز در باب آن خاشاك معارف و حقايق « 11 » رانداى و با تمام نرسيدى ، و خدمت امير « 12 » ميگفته كه مرا موسى كليم

--> ( 1 ) - توجيه و تخصيص : ترجمه امير قوام الدين با تفصيل بيشترى در نفحات مسطور است و اين دو كلمه در نفحات ( توجيه و تحقيق ) نوشته شده گويد : « وى در بدايت حال از شركاء قريه سنجان خواف بوده و نسخه جمع و خرج و توجيه و تحقيق آن قريه بعهدهء وى بوده » و كلمه توجيه در متن نفحات « توجير » نيز خوانده مىشود اما ظاهرا توجيه به هاء اصح است زيرا كلمهء « توجيه و « توجيهات » در اصطلاح ديوان قديم در امور مالياتى بسيار متداول بوده است . ( 2 ) - مج : نقلست كه . مك . مد : ندارد . ( 3 ) - مج : كرده بود . مك . س : ندارد . ( 4 ) - مج : هركس كه كاغذى . مك : هركس كاغذى . ( 5 ) - مج : از مصحف و رسائل و غير آن . مك . مد : ندارد . ( 6 ) - مج : و ترتيب . مك . مد : ندارد . ( 7 ) - مج : به همان طريق كه كاغذ به دو داده بودندى . مك . مد : ندارد . ( 8 ) - مج : بسطى . مك . مد : بسط . ( 9 ) - مج : چنانچه ميگويند خاشاكى از . مك : چنانچه خاشاك از . ( 10 ) - مج : و اگر خواستى دو . مك : و دو . ( 11 ) - مج : معارف و حقايق راندى . مك : معارف راندى . ( 12 ) - مج : و خدمت امير ميگفته . مك . مد . س : و ميگفته .