معين الدين محمد زمچى اسفزارى
200
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
آن ولايت بميامن كفايت و در آيت ابن آصف جم صفات جهت وقف بقاع خيرات حضرت سلطانى احداث يافته « 1 » ديگر : از اكابر ملوك ملك « زوزن » است كه از آن ناحيه خاسته . و نسب عالىحضرت آصف صفاتى مشار اليه بخاندان او پيوسته است . و آثار و اخبار او كه در تواريخ سلف مسطورست و بر السنه و افواه خلايق مذكور از تحرير مستغنى است . ديگر خواجه محمد مابيژنابادى « 2 » از اجداد كرام اين آصف عالىمقام كه در زمان ملك غياث الدين كرت بود و بخواجه محمد ماضى « 3 » اشتهار دارد از آن زمين
--> ( 1 ) - مراد مصنف از : « آصف جمصفات » خواجه قوام الدين نظام الملك « مشرف ديوان » خراسان است كه ديباچه اين كتاب بالقاب او مطرّز و بنام او موشح گرديده است . و مقصود از حضرت سلطانى سلطان حسين ميرزا بايقرا مىباشد . و نيز در چند سطر بعد كه ميگويد : « حضرت » آصف صفاتى . مراد خواجه مذكور است . ( 2 ) - مابيژناباد : در اصل . « مانزنابادى » و بعدا در جاى ديگر در تضاعيف همين مطلب آن را « مانرناباد » نوشته . و نيز ميگويد قلهء « برناباد » كه از قلاع خواف بوده به تصرف خواجه مجد درآمد . و بيهقى در شرح احوال دانشمندان خراسان « الحكيم ناصر الهرمزدى المابيژنابادى » را نوشته و او را از فلاسفه و شعراء ذو اللسانين دانسته است ( تتمه صوان الحكمة - تاليف امام ظهير الدين ابى الحسن على بن ابى القاسم زيد البيهقى المتوفى سال 565 ه ص 158 لاهور ) و در تاريخ جهانگشا نيز ذكر مابيژناباد كرده گويد : « سلطان محمد خوارزمشاه در وقتى كه لشگريان مغول در تعقيب او بودند به مابيژناباد آمد و از آنجا به غزنين شتافت » جهانگشاى جوينى - ج / 2 ص 134 ليدن ) . و هماكنون اين دهكده موجود و « مزناباد » نام دارد . ( 3 ) - خواجه محمد قاضى : كلمه ( محمد ) در نسخه مج بعدا اصلاح و ( مجد ) شده است . و بعدا در متن در تضاعيف مطلب مذكور همهجا « خواجه مجد » نوشته شده و بنا بر اين احتمال ميرود كه كلمهء « ماضى » نيز مصحف كلمهء ( خوافى ) باشد ؟ .