معين الدين محمد زمچى اسفزارى
170
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
بخزانه فرستاد . و اينك آن انگشترين حالى با من است بيرون كرد و پيش سليمان نهاد سليمان انگشترين برداشت و بديد و پيش من انداخت و گفت يادگارى چنان مردى را از دست نتوان داد . هرچند اين حكايت را در غرض اين كتاب مدخلى نيست از آن جهت آورده شد ] . « 1 » « 2 » و اول كسى كه بخلافت بر هارون الرشيد سلام كرد يحى برمكى بود و هارون او را بمنصب وزارت اختصاص بخشيد و تمامى صلاح و فساد ملك را در قبضهء اختيار او نهاد ، و از پسران او جعفر را به برادرى و هرپسر خود را امير المؤمنين بيك پسر او سپرد محمد امين را بجعفر و مامون را بفضل ، و ايام ايشان روزگار دولت عباسيان را بهارى بود خرّم و سبب فراخى نعمت و آسايش بود بر جميع طوائف امم . و گفتهاند كه فرزندان يحى همچون طبايع عالم چهار بودند : جعفر در بلاغت ، و فضل در سماحت ، و محمد در همّت ، و موسى در شجاعت يگانهء روزگار بودند ، و يحى بنفس خود جامع جميع اين اوصاف و خصايل بود . و اگر بذكر مناقب و نشر فضايل منايح « 3 » و بسط خصايل ايشان مشغول شويم كتاب بتطويل انجامد . و باقى فضيلت و مزية قبة الاسلام از شرح و غايت مستغنى است ( كذا ؟ ) اما اختصار نمود . و ديگر از ولايات « 4 » آن نواحى « شبرغان » ولايتى نيكوست مزروع و محصول بسيار دارد و خربزهء آنجا بس خوب و بسيار است چنانچهء در آن ديار بخرج نميرود
--> ( 1 ) - تا اينجا از زيادات نسخهء مج مىباشد . ( 2 ) - از اينجا ببعد دو نسخهء اصلى مج و مك از حيث مطالب مطابقت دارند مگر اينكه عبارات نسخهء مك اندكى مختصرتر است . متن مطابق نسخهء مج است و اختلافات جزئى نيز ياد مىشود . ( 3 ) - منحه منحا الشىء : اعطاه ايّاه . الناقة و كل ذات لبن : جعل له و برها و لبنها و ولدها فهى المنيحه جمع منائح . ( 4 ) - مج : ولايت . مك . س : ولايت .