معين الدين محمد زمچى اسفزارى
171
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و آن را از بسيارى « 1 » خشك ميسازند وقاق خربزه « 2 » ميگويند بهرات و ولايات مىبرند و خالى از مزه نيست « 3 » . ديگر ولايت « اندخود » مسكن اولاد « 4 » و احفاد مرتضى مرحوم سيد جمال الدين بركه رحمة اللّه است كه پيرو مقتداى حضرت امير بزرگ امير تيمور گورگان بوده است ، و حضرت امير را بموجب وصيت در تحت اقدام او دفن كردهاند در سمرقند . و سبب اعتقاد آن بود كه حضرت امير در آن فرصت كه بنواحى جيحون رسيده نقاره و علمى پيشكش كرده حضرت امير بدان تفاؤل گرفته و روز بروز كه دولت و مكنت حضرت امير زياده ميشده در ارادت و حسن عقيدت بجانب سيد مشار اليه مىافزوده تا آنكه وصيت فرموده كه بعد از وفات او را در تحت قدم سيد دفن كنند . و اكثر آن ولايت وقف حرمين شريفين مكه و مدينه است « 5 » ، [ و هرسال مبلغ كلى از آنجا حاصل ميشد كه گماشتگان مجاوران حرمين مىآيند و ميگيرند يا حضرت اعلى در صحبت معتمدان امين بدانجا ميفرستند . و از اندخود تا بلخ « 6 » ] و در ما بين « 7 » هرات و بلخ ديگر ولايات وسيع است مثل : « سان » و « چهاريك » « 8 »
--> ( 1 ) - مج : و آن را خشك . مك : و آن را از بسيارى خشك . ( 2 ) - قاق خربزه : كلمه قاق معرّب يا مترك - تركى شده - كلمهء ( كاك ) پارسى است كه بمعنى : خشك شده مىباشد مانند : گوشت قاق ( يا گوشت كاك ) و خربزه قاق و نان قاق يعنى : گوشت خشك شده و خربزه خشك شده و نان خشك شده . فرهنگ آنندراج و غياث اللغات . ( 3 ) - راجع به تفصيل جغرافياى ( بلخ ) و ( شبرغان ) و ( اندخود ) به تعليقات مراجعه شود . ( 4 ) - مج . مسكن اولاد اولاد - مكررا ؟ . ( 5 ) - عبارت : [ و هرسال مبلغ كلى از آنجا . . . . و از اندخود تا بلخ . . . ] از زيادات نسخهء مج مىباشد . ( 6 ) - بعد از كلمه ( بلخ ) در نسخهء مج جاى چند كلمه سفيد و نانويس است . ( 7 ) - اين كلمه در مج ( در پائين ) نيز خوانده مىشود . ( 8 ) - مج : « سان » و « چهاريك » مك : « سان » و « جاد » و « مك » . حافظ ابرو ميگويد : بلخ : از شهرهاى قديمى خراسان است و توابع آن : تخارستان . سمكنان . بغلان طالقان . اندخود . شبورغان . فارياب . باميان . ميمنه . كابل و تا كنار رود سند از توابع شهر بلخ و از زمين خراسان است . ( جغرافى حافظ ابرو )