معين الدين محمد زمچى اسفزارى

140

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

لخواجه حافظ رح : منزل سلمى كه بادش هردم از ما صد سلام * پر صداى كاروان بينى و آواز جرس حضرت امير برحسب اشارت پير روان شده چند جا در هرات‌رود به نيت اقامت مقام ميفرمايد و با اهالى آنجا الفت و اختلاط پيدا مىكند اما چون حواله بمقام ديگر بوده باز بجاى ديگر انتقال واقع مىشود . و منه ايضا : مرا در منزل جانان چه امن و عيش چون هردم * جرس فرياد ميدارد كه بربنديد محملها عاقبت ميروند تا بزمينى كه حالا لنگر افاضت اثر آنحضرتست ميرسند درويشان بداعيهء طبخى جهت ديگدان زمين را حفر ميكنند و مقدارى كه زمين را مغاك ميسازند و خاك از آنجا بيرون ميكنند دراى پرصداى - كه حالا در آن آستانه موجود است و گوش زايران و صادر وارد آن بقعه از آن پر صداى درآيست « 1 » - از زير خاك بيرون ميآيد به آن جرس تفأول ميگيرند كه صداى اين دراى به اطراف عالم خواهد رسيد و معلوم ميكنند كه محل اشارت پير آن موضع است همانجا ساكن گشته بحفر قنات و طرح لنگر مشغول ميشوند تا بميامن همت عليه درويشان و مساعى جميله ايشان خطه مىشود كه سلاطين و صناديد آفاق بدان آستانه تبرك مىجويند « 2 » [ چنانچه در وقت كه مؤلف بذكر خصايص اين لنگر خجسته اثر رسيده بود يكى از مخصوصان آستان عاليجناب معالىمآب شيخ الاسلامى مولانا سيف الدين احمد كه بقيهء نقيهء تقيهء اولاد كرام استاد ائمة المتبحرين قدوة علماى ربانى مولانا سعد الملة و الدين التفتازانى « 3 » نور اللّه روحه

--> ( 1 ) - پرصداى درآيست : دراى : امر از در آمدن و : ( پرصداى در آيست ) . يعنى پر از آواز در آييد و ادخل است . ( 2 ) - عبارت [ چنانچه در وقت كه مؤلف بذكر خصائص اين لنگر . . . . . . و همين طريق پيش بردند ] تماما از زيادات نسخه موج است و در نسخه مك و س و مد ندارد . ( 3 ) - سعد الدين مسعود بن عمر التفتازانى ولادتش در قريهء تفتازان از ولايت نسا در ماه صفر سال 722 واقع از افاضل و دانشمندان بزرگ خراسان بوده مدتى در دربار بقيه پاورقى در صفحه بعد