معين الدين محمد زمچى اسفزارى
88
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
و قتيبه از عبد العزيز ابن محمد « 1 » نيز اين حديث در وقت نزول آيت و اشارهء « 2 » حضرت رسالت صلى اللّه عليه و سلم بجانب سلمان روايت كرده است . « 3 » و بعضى گفتهاند كه اين اشاره بجميع فارسيان است تا نهايت خراسان و اين بيانى است روشن و هويدا « 4 » [ و روايت كرده است ابو عبد إله بن يوسف الحافظ باسناد خود متصل بانس مالك رضى إله عنه كه حضرت نبوى صلى إله عليه و سلم چنين فرمود كه آفتاب بهشت است و بهشت مشرق . و ابو صالح شلويه روايت كرده است باسناد خود متصل با بريده كه حضرت مصطفى صلى إله عليه و سلم فرمود كه هرگاه جمعى را بمهم فرستند جهد كنيد تا از زمرهء خراسان باشيد ( كذا ؟ ) . و اوس بن عبد إله روايت كرد از ابى بريده كه حضرت رسول ثقلين صلى إله عليه و سلم بريد ، را فرمود كه بعد از اين طوايف كه بموضع فرستند تو جهد كن تا در فوج اهل خراسان باشى ( كذا ؟ ) . و مؤلف اين كتاب گويد كه [ « 5 » در كتاب عجايب المخلوقات « 6 » و بعضى كتب
--> ( 1 ) - مج : عبد العزى بن محمد . مك : عبد العزيز ابن محمد . ( 2 ) - مج : نزول اين آيه و اشاره . مك : نزول آيت و اشارت . ( 3 ) - وَ آخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ : « ابو هريره روايت كرد كه چون اين آيه آمد صحابه درو سخن گفتند تا اين ديگران كيستند ؟ رسول ص روى به مسلمانان كرد و گفت : اگر دين آنجا باشد كه ثرياست جماعتى از پارسيان دست به او زنند » . ( تفسير ابو الفتوح رازى - ج / 2 ص 317 - 316 ، و امين الدين الطبرسى گويد : « ان النبى قرء هذه الآيه فقيل له من هولاء ؟ فوضع يده على كتف سلمان و قال : لو كان الايمان فى الثريّا لناله رجال من هولاء ( اى الفرس ) » ( مجمع البيان - ج / 2 ص 501 ) . ( 4 ) - متن اين حديث « لو تعلّق العلم ( يا - الايمان ) بالثريّا لناله رجال من فارس » . ( 5 ) - عبارت : [ و روايت كرده است ابو عبد إله بن يوسف الحافظ . . . در فوج اهل خراسان باشى . و مؤلف اين كتاب گويد كه ] . تماما از زيادات مج مىباشد . و در نسخه مك ندارد . ( 6 ) - كتاب : « عجايب المخلوقات و غرائب الموجودات » تاليف ابو عبد إله زكريا بن محمود قزوينى الشافعى و تاليف ديگر قزوينى كتاب : « آثار البلاد و اخبار العباد » مىباشد . و اين دو كتاب با مقدمه تاريخى درباره قزوينى در يك مجموعه در سال 1849 - 1848 - ميلادى توسط خاورشناس آلمانى و ستينفيلد در شهر ليپزيك بطبع رسيده است . اما مطالبى را كه اسفزارى در اينجا و در موارد ديگر در تضاعيف كتاب از عجايب المخلوقات نقل مىكند در دو كتاب مذكور ديده نميشوند .