ناصر الدين شاه قاجار
143
روزنامه سفر مازندران ( فارسى )
اين قدريكه راه رفتيم بكشتى بزرك بادبانى خا ؟ ؟ ؟ كه از آقا مير مؤمن مشهدسرى بود رسيديم كه سال كذشته در دريا غرق و شكسته شده بود بدنه كشتى كه كنار دريا افتاده بود بسيار بزرك بود لنكر بزرك آن را با دكلها بيرون انداخته بودند جمعى چادر زده مشغول حراست آهن آلات كشتى بودند سه روز قبل از قرار نوشتجات سپهسالار اعظم كه از طهران رسيده بود معلوم شد