ناصر الدين شاه قاجار
78
روزنامه خاطرات ناصر الدين شاه ( در سفر سوم فرنگستان ) ( فارسى )
زيادى هم در كونشان افتاده است ، هايهاى مىكنند ، به زور كالسكهها را بردند بالا من پياده شدم ، سواره از دره گذشتيم ، اسم اين ده خواجه غياث است مال ميرزا باقر خان تفنگدار است خود ميرزا باقر خان هم سر راه ايستاده بود . از دره كه گذشتيم باز سوار كالسكه شديم ، رسيديم به يك درهء ديگر ، باز از كالسكه پياده شده سوار اسب شديم ديگر تا منزل همينطور سواره رانديم ، درخت تبريزى و سفيدار اينجا تازه برگ مىكند ، شكوفهء امرود كه ده روز پيش از اينكه از طهران بيرون بيائم بحبوحهاش بود حالا اينجا بحبوحهء شكوفهء امرود است ، درست هواى اينجا يك ماه با طهران توفير دارد . [ 46 ] . روز پنجشنبه غرهء شهر رمضان امروز بايد برويم به قراچمن كه اول محال عباسى است ، حاكم عباسى و اوجان و اينجاها نور الدين ميرزا پسر ابراهيم ميرزاى افغان است ، پدرش مرده است حالا خودش حاكم است ، امروز اول خاكش آمده بود جلو ، جوانكى است به والىزادههاى كردستان مىماند ، حرف زدنش هم به كردها شبيه بود ، راه سه فرسنگ بود ، راه كالسكهاش هم خيلى خوب بود ، سرازير ، سربالا بود ، اما كالسكه راحت مىرفت ، هيچ عيب نداشت ، صبح بيرون آمده سوار اسب شديم امين السلطان ، وليعهد ، امير نظام و سايرين همه بودند ، از بالاى ده تركمان رانديم و از بالاى كوه آمديم تا رسيديم به جعده سوار كالسكه شده رانديم ، دهات معمور معتبر طرفين دست راست و چپ زياد ديده شد ، اول از ده مهمان دوست و غريب دوست گذشتيم ، آبى هم از اين دهات مىآمد ، اين دو ده طرف دست راست جعده واقع شده ، كوه سهند هم از دور پيدا شد ، برف زياد داشت ، ابر زياد روى كوه را گرفته بود ، درست پيدا نبود ، بعد وارد يك درهء ديگر شديم ، آبى خوشى از وسط دره مىآمد ، نهارگاه حرم را لب آب طرف دست چپ زده بودند ، ما رانديم براى دست راست ، آفتابگردان عزيز السلطان را هم طرف دست راست زده بودند ، عزيز السلطان خودش هم بود ، نهار مىخورد ، از آفتابگردان عزيز السلطان هم گذشته سربالاى آب را گرفته رانديم ، يك جاى سبزهء قشنگى بود ، لب آب آفتابگردان زدند ، افتاديم به نهار ، پيشخدمتها بودند ، اعتماد السلطنه پيدا شد ، نشست روزنامه خواند ، اين آب از يك دهى مىآمد كه بالاى همين دره است ، ده بزرگى است ، اسمش هم باشسزمتر ، آباد است . بعد داديم نشست و رفت منزل ، بعد از كوه سهند ابر سياهى بلند شد و رعدوبرق شد اما هنوز